خانه / پای درس معصومین / امامت یک کودک

امامت یک کودک

دوران زندگی حضرات معصومین علیهم السلام همواره مواجه با مشکلات مختلف فکری و رفتاری خصوصا از جانب طرفداران ظاهری ایشان بود. این مسئله از زمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شروع و تا زمان امامان معصوم علیهم السلام نیز ادامه داشت.

در روزهایی که به یاد شهادت امامان همام علیهم السلام در نظر گرفته شده، غالب مردم به خاطر مصیبت وارد شده و به جهت شهادت ایشان عزاداری و نوحه سرایی می کنند ولی باید توجه داشت شاید جنبه ی مهم تر از شهادت، مظلومیت حضرات معصومین علیهم السلام حتی در بین شیعیانشان بود. در این مطلب به یکی از این مسائل به صورت مختصر اشاره می کنیم.

امام رضا علیه السلام تا اواخر عمر مبارکشان صاحب فرزند نشده بودند لذا این گمان وجود داشت که ایشان امام نباشد. شاید یکی از علت هایی که امام رضا علیه السلام در مورد فرزندشان امام جواد علیه السلام می فرمایند او مولودی پر برکت برای شیعه است، بخاطر همین مطلب باشد.(الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۲۱) اما آنچه در تولد امام جواد علیه السلام اهمیت فراوانی پیدا می کند، سن ایشان در هنگام رسیدن به امامت است.

پس از تولد با برکت امام جواد علیه السلام اشکال و ایراد به امام رضا علیه السلام از جنبه ی دیگر وارد شد. برای برخی افراد مشکل بود که قبول کنند فردی در سن کودکی به امامت شیعیان برگزیده شود البته در این بین افرادی هم بودند که به توجه به درک صحیحی که پیدا کرده بودند از این مسائل مبرا بودند.(عبارت امام رضا علیه السلام در مورد فضل را بنگرید. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۲۰)

اشکال افراد نسبت به کودکی امام جواد علیه السلام و تصدی ایشان نسبت به مقام امامت ارتباط مستقیمی با عدم درک این افراد نسبت به مقام امامت دارد. اگر قبول کردیم امامت امری است که از جانب خداوند متعال به افراد اعطا می شود، اشکالاتی از این قبیل بی جاست. این مسئله در کلام مبارک امام رضا علیه السلام نیز مورد اشاره قرار گرفته است. امام رضا علیه السلام در این مورد فرمودند «إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ یَتَوَارَثُ أَصَاغِرُنَا عَنْ أَکَابِرِنَا الْقُذَّهَ بِالْقُذَّه» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۲۰)  ما خاندانى هستیم که خردسالانمان مو بمو از بزرگسالان ارث می برند.

البته از آنجا که احتمال دارد افراد نتوانسته باشند به کنه مقام امامت پی ببرند ائمه علیهم السلام در مسائل مختلف و خصوصا تعیین جانشین بعد از خود، استدلال محکم نیز می آوردند. امام رضا علیه السلام در جواب کسی که برایش سخت بود امام جواد علیه السلام در این سن به امامت رسیده باشند می فرمایند «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَعَثَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولًا نَبِیّاً صَاحِبَ شَرِیعَهٍ مُبْتَدَأَهٍ فِی أَصْغَرَ مِنَ السِّنِّ الَّذِی فِیهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع.» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۲۲)  همانا خداى تبارک و تعالى عیسى بن مریم را در سنى کمتر از سن ابى جعفر علیه السلام به رسالت و نبوت برگزید و صاحب شریعت تازه ‏اش ساخت (یعنى کتاب بر او نازل کرد و اولو العزمش قرار داد).

 

ان شاء الله ما از پیروان حقیقی و راستین حضرات معصومین علیهم السلام باشیم.

 

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

نظر غزالی در مورد عدالت صحابه

در نوشته های گذشته گفتیم برخی اهل سنت اصل عدالت صحابه را یک مساله مسلم دانسته و برای آن استدلالاتی هم ذکر می کنند در حالیکه گفتیم اشکالاتی از نظر کبروی و صغروی به این اصل وارد است. در مقابل برخی از علمای بزرگ اهل سنت این اصل را انکار کرده و آن را جزء اصول موهومه از ادله احکام بر شمرده‌اند و در اصل اشکال این دسته از افراد اشکالی کبروی است. یکی از این افراد غزالی از علمای قرن 6 هجری می باشد. در این نوشتار برخی عبارات وی در این باره را به نقل از کتاب المستصفی ذکر خواهیم کرد. وی در کتاب المستصفی به بررسی برخی مسائل علم اصول همت گمارده است.

شاطبی و عدالت صحابه (۳)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *