خانه / حکایات مسجد / اندر حکایات مسجد (۲)

اندر حکایات مسجد (۲)

حکایت

یکی از دوستان نقل می کردند: فرزندم را از کودکی به مسجد بردم و در این امر همیشه ملازم من بود. فرزندم بدون هیچ گونه آموزش مستقیم از طرف والدین قادر به گفتن اذان، اقامه، مکبری نماز، خواندن نماز با ادای اذکار به صورت کامل و… می باشد. البته از رفتار بد برخی افراد مسن مسجد نیز شکایت داشتند ولی در نهایت از مقاومتی که به خرج داده بودند بسیار راضی بودند.

تذکر

مسجد مکانی عمومی است لذا باید زمینه برای حضور همگان در آن فراهم شود. درست نیست که مسجد مختص به عده ای افراد مسن بوده و هر کس را ایشان خواستند در مسجد رفت و آمد داشته باشد. بله والدین نیز موظف هستند تدابیری به خرج دهند که کودک ایشان مزاحمت کمتری برای اطرافیان ایجاد کند. در مقابل اهالی مسجد نیز اگر می خواهند مسجد در آینده نیز حیات داشته باشد، باید مقداری تحمل خود را بالا ببرند.

درباره‌ی عبدالحجت حق جو

حتما ببینید

امام حسین علیه السلام و حضرت یحیی (۱)

مقدمه حکایت عاشورا و امام حسین علیه السلام، حکایتی است که هضم آن برای عموم …

لزوم فراگیری تخصصی علوم در کلام امام صادق علیه السلام

مقدمه در اعصار مختلف وجود عالمان دینی بخاطر درگیری مردم با مسائل فقهی و احکام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *