عبرتی دیگر از تاریخ

تاریخ در حال گذر و نوشته شدن است؛ گویا حال و هوایش هم عوض نمی شود، تنها انسان ها و بازیگران صحنه های مختلف آن هستند که عوض می شوند. به این دو واقعه تاریخی دقت کنید.

در ۲۵ تیر ۱۲۸۸ و ۱۳۳۱ دو برکناری و انتصاب مهم در عرصه ی تاریخ ملت ایران رخ داد. در سال ۱۲۸۸ پس از تصرف تهران توسط مشروطه طلبان، محمد علی شاه قاجار به جهت روابطی که با سفارت روس داشت به آنجا پناه برد. در ادامه «مجلس عالی فوق العاده» که از پانصد نماینده مجلس، بزرگان پایتخت، آزادی خواهان معروف و… تشکیل شده بود انعقاد یافت و سلطان احمد میرزا به عنوان شاهنشاه ایران نصب شد. محمد علی شاه بعد ۵۷ روز اقامت در سفارت روس از ایران خارج و به بند «اُدِسا» در کشور روسیه نقل مکان کرد.

در سال ۱۳۳۱ نیز در پی اختلافی که بین دکتر مصدق و محمد رضا پهلوی در مسئله «پست وزارت جنگ» پیش آمد، مصدق استعفا کرد و به دستور شاه قوام السلطنه نخست وزیر ایران شد. کار قوام السلطنه دیری نپایید و چند روز بعد در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با حضور گستره و تاریخی مردم، دکتر مصدق به مقام خود بازگشت.

هدف از نقل این دو واقعه تاریخی، روشن شدن نقش مردم ایران در حوادث مهم تاریخی کشورشان است. چنانچه در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد همین حضور پر شور بوده و هستیم. در این دو حادثه مهم یکبار ولیعهد به دست مشروطه خواهان به قدرت رسید و یکبار دکتر مصدق به مسند نخست وزیری. یکبار محمد علی شاه از پادشاهی عزل شد و یکبار قوام السلطنه. احمد میرزا، دکتر مصدق، محمد علی شاه و قوام السلطنه رفتند ولی آنچه ماند، نقش اساسی مردم ایران در سرنوشت خود و کشورشان است.

خوب است از گذشته ی تاریخ و حداقل تاریخ معاصرمان درس بگیریم و بدانیم مردم تابع شخص یا اشخاص نیستند. بلکه این مردم پرشور و مسلمان، تابع اهدافی هستند که اگر آن اهداف مورد مناقشه قرار گیرد، با تمام وجود در مقابل ناقضان آن ها مقابله خواهند کرد.

درباره ی عبدالحجت حق جو

مطلب پیشنهادی

امام حسین علیه السلام و حضرت یحیی (۱)

مقدمه حکایت عاشورا و امام حسین علیه السلام، حکایتی است که هضم آن برای عموم …

لزوم فراگیری تخصصی علوم در کلام امام صادق علیه السلام

مقدمه در اعصار مختلف وجود عالمان دینی بخاطر درگیری مردم با مسائل فقهی و احکام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.