خانه / تاریخ / علت اطلاق فرزند پیامبر صلوات الله علیه و آله بر اولاد امام حسین علیه السلام (۱)

علت اطلاق فرزند پیامبر صلوات الله علیه و آله بر اولاد امام حسین علیه السلام (۱)

مقدمه

در زمان جاهلیت چنین می پنداشتند که نسل هر فرد از فرزندان پسر اوست و همواره به فرزندان پسر خود بالیده و احساس غرور می کردند تا جاییکه در این شعر مشهور شاعر می گوید:

بنونا بنو أبنائنا و بناتنا                  بنوهن أبناء الرجال الأباعد

فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و فرزندان دختران ما فرزندان افراد غریبه هستند

در ابتدای ظهور اسلام با وجود این تفکر از یک طرف، و از طرف دیگر فوت فرزندان پسر رسول خدا صلوات الله علیه وآله، کفار قریش پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله را به سخره می گرفتند و نسبت به آزار ایشان اقدام می کردند. خداوند متعال با نازل کردن سوره کوثر خط بطلانی بر این تفکر کشید و فرمود از نسل دختری که به تو اعطا خواهیم کرد فرزندان بسیاری نصیبت خواهد و کسانی که تو را مسخره می کنند خود بدون نسل خواهند شد.

این تفکر در روزگار ما شکل و رنگ دیگری به خود گرفته و برخی در مقام اشکال تراشی می گویند، چرا شما به فرزندان امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما، فرزندان پیامبر صلوات الله علیه و آله می گویید؟ به بیان دیگر چرا به حضرات معصومین علیهم السلام با اینکه از نسل امام حسین علیه السلام هستند و امام حسین علیه السلام نیز فرزندان امیرالمومنین و صدیقه طاهره علیهما السلام هستند فرزندان پیامبر صلوات الله علیه و آله اطلاق می کنید؟ در حالی که همه می دانند نسل یک شخص از فرزند پسر او منتقل می شود و فرزندان دختر فرد، نام خانوادگی داماد را می گیرد.

این سوال از دیر باز در ذهن افراد مختلف وجود داشته (برای نمونه ر.ک:عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص: ۸۴) و حضرات معصومین علیهم السلام نیز با استناد به قرآن کریم و سایر ادله در صدد پاسخگویی به این سوال بر آمده اند. ما نیز سعی کردیم در حد توان تمامی جوابهایی که می توان از این اشکال مطرح کرد را بیان کنیم:

پاسخ اول:

روایتی از وجود مبارک و مقدس امام باقر علیه السلام نقل شده که ایشان چنین فرمودند:

متن حدیث:

عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ [لِی‏] أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا أَبَا الْجَارُودِ مَا یَقُولُونَ لَکُمْ فِی الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع؟

قُلْتُ یُنْکِرُونَ عَلَیْنَا أَنَّهُمَا ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ ص.

قَالَ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ احْتَجَجْتُمْ عَلَیْهِمْ؟

قُلْتُ احْتَجَجْنَا عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ع-: «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیى‏ وَ عِیسى‏» (انعام، ۸۴) فَجَعَلَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ مِنْ ذُرِّیَّهِ نُوحٍ ع.

قَالَ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ قَالُوا لَکُمْ؟

قُلْتُ قَالُوا قَدْ یَکُونُ وَلَدُ الِابْنَهِ مِنَ الْوَلَدِ وَ لَا یَکُونُ مِنَ الصُّلْبِ.

قَالَ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍ احْتَجَجْتُمْ عَلَیْهِمْ؟

قُلْتُ احْتَجَجْنَا عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى لِرَسُولِهِ ص-: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ‏»(آل عمران، ۶۱).

قَالَ فَأَیَّ شَیْ‏ءٍقَالُوا؟

قُلْتُ قَالُوا قَدْ یَکُونُ فِی کَلَامِ الْعَرَبِ أَبْنَاءُ رَجُلٍ وَ آخَرُ یَقُولُ أَبْنَاؤُنَا.

قَالَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَا أَبَا الْجَارُودِ لَأُعْطِیَنَّکَهَا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ تَعَالَى أَنَّهُمَا مِنْ صُلْبِ رَسُولِ اللَّهِ ص لَا یَرُدُّهَا إِلَّا الْکَافِرُ.

قُلْتُ وَ أَیْنَ ذَلِکَجُعِلْتُ فِدَاکَ؟

قَالَ مِنْ حَیْثُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى- «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ‏» الْآیَهَ إِلَى أَنِ انْتَهَى إِلَى قَوْلِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى- «وَ حَلائِلُ أَبْنائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِکُمْ‏» (نساء، ۲۳) فَسَلْهُمْ یَا أَبَا الْجَارُودِ هَلْ کَانَ یَحِلُّ لِرَسُولِ اللَّهِ ص نِکَاحُ حَلِیلَتَیْهِمَا فَإِنْ قَالُوا نَعَمْ کَذَبُوا وَ فَجَرُوا وَ إِنْ قَالُوا لَا فَهُمَا ابْنَاهُ لِصُلْبِهِ(الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸، ص: ۳۱۷ و ۳۱۸).

ترجمه:

ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السّلام بمن فرمود: اى ابا الجارود اینان (یعنى غیر امامیه) در باره حسن و حسین علیهما السّلام به شما چه میگویند؟ 

عرض کردم: آنها سخن ما را که آن دو بزرگوار پسران پیغمبرند منکر هستند.

فرمود: شما در برابر آنها چه دلیلى می ‏آورید؟ 

عرض کردم: ما به گفتار خداى عز و جل که در باره عیسى بن مریم فرموده دلیل می آوریم آنجا که می فرماید: «و از نسل نوح، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون هستند. و این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم. و همچنین از نسل نوح زکریا و یحیى و عیسى هستند»  که در اینجا خداوند عیسى بن مریم را از نژاد نوح قرار داده (با اینکه نسب عیسى از طرف مادرش مریم به نوح می رسد و پدرى نداشته، پس بااین آیه قرآنى دخترزاده را نیز پسرانشان میخوانند).
حضرت فرمود: آنها در پاسخ این استدلال شما چه می گویند؟
عرض کردم: می گویند: ممکن است فرزند دختر را فرزند بحساب بیاورند ولى در واقع او فرزند صلبى نیست.
فرمود: شما در برابر این حرف آنها چه دلیلى مى ‏آورید؟
عرض کردم: ما براى آنها دلیل مى ‏آوریم به گفتار خداى تعالى که (در جریان مباهله) به پیغمبرش فرمود: «بگو- اى محمد- بیائید تا پسران خود و پسران شما را و زنان خود و زنان شما را و نفوس خویش و نفوس شما را بخوانیم»  (به گفته همه مفسران مقصود از پسران رسول خدا صلوات الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السّلام بودند. ر.ک به تمامی تفاسیر شیعه و اصل سنت ذیل این آیه شریفه برای نمونه شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج‏۱، ص: ۱۵۵).
حضرت فرمود: آنها در برابر این استدلال به شما چه می گویند؟
عرض کردم: آنها می گویند بسا باشد که در کلام عرب فرزندان مردى را به خود آن مرد نسبت دهند (و بگویند فرزندان فلانى) و شخص دیگرى آنها را بخودش نسبت دهد و بگوید: فرزندان من (بطور مجاز).
ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: اى ابا الجارود اکنون من از کتاب خداى جل و تعالى آیه‏ اى بدست تو دهم که دلیل است بر اینکه حسن و حسین علیهما السّلام از صلب رسول خدا (ص) هستند و آن دلیل را جز شخص کافر رد نکند.
عرض کردم: قربانت آن آیه در کجاست؟
فرمود: آنجا که خداى تعالى فرماید: «و حرام است بر شما مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان» تا میرسد به گفتار خداى تعالى: «و زنان پسرانتان که از صلب شما هستند.»  پس اى ابا الجارود از آنها بپرس آیا براى رسول خدا (ص) حلال بود که با همسران حسن و حسین ازدواج کند؟ اگر در پاسخت بگویند: آرى که (مسلما) دروغ گفته ‏اند، و اگر بگویند: نه، پس آن دو پسران صلبى رسول خدا (ص) باشند.

مانند این استدلال در سایر منابع و از سایر حضرات معصومین علیهم السلام نیز نقل شده برای نمونه ر.ک  عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۱، ص: ۸۴ از قول امام کاظم علیه السلام.

ادامه دارد…

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

شاطبی و عدالت صحابه (۲)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

شاطبی و عدالت صحابه (۱)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *