خانه / احکام / شِفای چشم با آیت الکرسی

شِفای چشم با آیت الکرسی

مقدمه

انجام اعمال عبادی به جهت تشریع از ناحیه خداوند متعال آداب و اعمال مخصوص به خود را می طلبد که باید طبق آن عمل کرد. در اصطلاح به این مسئله توقیفی بودن اعمال عبادی گفته می شود. به بیان دیگر در اعمال عبادی افراد و اشخاص غیر معصوم نمی توانند عمل یا ذکری را بی جهت به عمل عبادی اضافه کنند. از جمله مسائلی که در مورد نماز وجود دارد، تعقیبات بعد از نماز است. هر چند تعقیبات ذیل ادله قاعده تسامح در ادله سنن قرار می گیرد ولی باید توجه داشت اصل اولی در این قاعده رسیدن مطلب و روایتی از جانب حضرات معصومین علیهم السلام است و اگر مثلا در سند آن مشکلی وجود داشت این قاعده آن ضعف را جبران می کند.

آیت الکرسی

یکی از تعقیبات نمازهای روزانه خواندن آیت الکرسی است که آثار و برکات فراوانی دارد. چند بحث در مورد آیت الکرسی وجود دارد که در این نوشتار ما به یک مورد از آن ها اشاره می کنیم.

برخی سوال می کنند سند اینکه دست را بعد از نماز به چشم گرفته و آیت الکرسی میخوانید چیست و منبع آن کجاست؟ در جواب باید گفت علاوه بر اینکه این عمل مورد توجه علماء بوده است در کتب روایی و ادعیه هم در مورد این مطلب دستوراتی وارد شده است. در اینجا دو بحث مطرح است. بحث اول اصل شِفا یا عدم شِفای چشم به وسیله ی آیت الکرسی و بحث دوم علت خواندن آن بعد از نماز است.

به این عبارات توجه کنید:

الف- در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات که یکی از تالیفات مرحوم سید ابن طاووس می باشد چنین آمده است: أن إنسانا ضعف بصره فرأی فی منامه من یقول له قل أعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفأ و امسح بیدیک علی عینیک و تتبعها بآیه الکرسی فقال فصح بصره و جرب ذلک فصح فی التجربه[۱]. چشم مردی کم سو شده بود. در خواب دید کسی بدو می گوید: بخوان: أعیذ نور بَصْرِی بنور الله الَّذِی لَا یطفأ و دستانت را بر دیدگان بکش و پس از آن آیَه الْکُرْسِی را بخوان. (راوی گوید: وقتی چنین کرد) چشمانش خوب شد. این تجربه شده و درست بوده است.

ب- در کتاب شریف کافی بعد از ذکر استشفای مردم به آب حمام از حضرت امام رضا علیه السلام این چنین نقل شده است: …إنما شفاء العین قراءه الحمد والمعوذتین وآیه الکرسی والبخور بالقُسط والمُر واللبان[۲]. بدون تردید شِفای چشم در خواندن سوره حمد , قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ , قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و آیه الکرسی و بُخور دادن با قُسط[۳] و مرّ[۴]  و کُندر[۵] است[۶].

تا اینجا گفته شد که آیت الکرسی سبب استشفای چشم است. بحث بعدی علت انجام این عمل بعد از نماز است. یکی از تعقیبات وارد شده در روایات بعد از نماز آیت الکرسی می باشد[۷]. به این روایات توجه کنید:

الف- عن ابی عبدالله علیه السلام قال: لمّا أمر الله هذه الآیات أن یهبطن إلى الأرض تعلّقن بالعرش وقلن: أی ربّ، إلى أین تهبطنا إلى أهل الخطایا والذنوب؟ ! فأوحى الله عزّ وجل إلیهنّ: اهبطن، فوعزّتی وجلالی لا یتلوکنّ أحد من آل محمّد وشیعتهم فی دبر ما افترضت علیه إلاّ نظرت إلیه بعینی المکنونه فی کلّ یوم سبعین نظره، أقضی له فی کلّ نظره سبعین حاجه وقبلته على ما کان فیه من المعاصی، وهی: أُم الکتاب[۸]، و شهد الله أنّه لا إله إلاّ هو والملائکه وأولوا العلم[۹] وآیه الکرسی وآیه الملک[۱۰] [۱۱].

ب- عن رجل سمع أبا الحسن (علیه السلام) یقول: من قرأ آیه الکرسی عند منامه لم یخف الفالج، إن شاء الله، ومن قرأها فی دبر کلّ فریضه لم یضرّه ذو حمّه[۱۲].

فلذا مومنان بخاطر عمل به این مستحب و خاصیت شفا دهنده ایی که آیت الکرسی دارد این امر را بعد از نماز انجام می دهند که جمع بین دو امر کرده باشند.

 

فهرست منابع:

– قرآن کریم.

– إبراهیم مصطفى ـ أحمد الزیات ـ حامد عبد القادر ـ محمد النجار، المعجم الوسیط، دار النشر : دار الدعوه، تحقیق : مجمع اللغه العربیه، عدد الأجزاء : ۲.

– ابن طاووس، علی بن موسی(۶۶۴ ق)، مهج الدعوات و منهج العبادات، تعداد جلد: ۱، ناشر: دار الذخائر، نوبت چاپ: اول.

– العاملی ( ۱۱۰۴ هـ)، مُحمّدْ بن الحسن الحُر ، وسائل الشیعه، المحقق ونشر: مؤسّسه آل البیتِ علیهم السلام لإحیاء التُّراثِ، الطبعه: الاُولى ـ جمادى الثانیه ۱۴۰۹ هـ . ق، عدد الأجزاء : ۳۰ جزءاً.

– کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی (۹۰۵ ق)، المصباح للکفعمی( جنه الأمان الواقیه)، تعداد جلد: ۱، ناشر: دار الرضی( زاهدی)، مکان چاپ: قم، سال چاپ: ۱۴۰۵ ق، نوبت چاپ: دوم.

– الکلینی المتوفى (سنه ۳۲۸-۳۲۹ ه‍(، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الاصول من الکافی، عدد الاجزاء ۸.

– المجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، الناشر : مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، عدد الأجزاء : ۱۱۰.

 

پی نوشت ها:

[۱] مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: ۳۲۵. این روایت همچنین در بحار، ۹۲، ۲۸۷ و مصباح کفعمی، ۱۷۶ نیز نقل شده است.

[۲] اللبان: نبات من الفصیله البخوریه یفرز صمغا ویسمى الکندر.(الوسیط)

[۳] القُسْطُ: عُودٌ یُجاءُ به من الهِنْد یُجعَلُ فی البَخُور والدواء.(الوسیط)

[۴] (المُرُّ): ضِدُّ الحُلْو. و – صَمغُ شجرٍ، وهو دواءٌ نافِعٌ للسُّعال ولَسْعِ العقربِ ولدیدان الأَمعاء.(الوسیط)

[۵] صمغی است خوشبو که از درختی شبیه به مورد گرفته می شود. آن را در آتش می سوزانند تا بوی خوش آن منتشر شود.(معین)

[۶] کافی، ۶، ۵۰۳: الحسین بن محمد، ومحمد بن یحیى، عن علی بن محمد بن سعد، عن محمد بن سالم عن موسى بن عبدالله بن موسى قال: حدثنا محمد بن علی بن جعفر، عن أبی الحسن الرضا علیه السلام قال: من أخذ من الحمام خزفه فحک بها جسده فأصابه البرص فلا یلومن إلا نفسه ومن اغتسل من الماء الذی قد اغتسل فیه فأصابه الجذام فلا یلومن إلا نفسه. قال محمد بن علی: فقلت لابی الحسن علیه السلام: إن أهل المدینه یقولون: إن فیه شفاء من العین فقال: کذبوا یغتسل فیه الجنب من الحرام والزانی والناصب الذی هو شرهما وکل خلق من خلق الله ثم یکون فیه شفاء من العین إنما شفاء العین قراء ه الحمد والمعوذتین وآیه الکرسی والبخور بالقسط والمر واللبان. این روایت همچنین در وسایل الشیعه، ۲، ۱۵۵ و بحار، ۸۹، ۲۶۰ و ۹۲، ۹۰ با حذف صدر آن نقل شده است.

[۷] ر.ک: کافی، ج۲، ص۷۴۸، ح ۸ و وسایل الشیعه، ج ۶، ص ۴۶۷، باب استحباب قراءه الحمد، وآیه شهد الله وآیه الکرسی، وآیه الملک، بعد کل فریضه، وقراءه التوحید عند الخوف أو مائه آیه.

[۸] سوره ی حمد یا فاتحه الکتاب.

[۹] آل عمران، ۱۸ و ۱۹: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَهُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ * إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ*

[۱۰] آل عمران، ۲۶ و ۲۷: قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ * تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ*

[۱۱] وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۶۷، ح۱.

[۱۲] وسائل الشیعه، ج۶، ص ۴۶۸، ح۲.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

نظر غزالی در مورد عدالت صحابه

در نوشته های گذشته گفتیم برخی اهل سنت اصل عدالت صحابه را یک مساله مسلم دانسته و برای آن استدلالاتی هم ذکر می کنند در حالیکه گفتیم اشکالاتی از نظر کبروی و صغروی به این اصل وارد است. در مقابل برخی از علمای بزرگ اهل سنت این اصل را انکار کرده و آن را جزء اصول موهومه از ادله احکام بر شمرده‌اند و در اصل اشکال این دسته از افراد اشکالی کبروی است. یکی از این افراد غزالی از علمای قرن 6 هجری می باشد. در این نوشتار برخی عبارات وی در این باره را به نقل از کتاب المستصفی ذکر خواهیم کرد. وی در کتاب المستصفی به بررسی برخی مسائل علم اصول همت گمارده است.

شاطبی و عدالت صحابه (۳)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *