خانه / قرآن کریم / اختیار در آفرینش

اختیار در آفرینش

سوال:

سوال از اصل آفرینش و هدف از آن همواره ذهن نوع بشر را به خود مشغول کرده است. سوال از اینکه چرا ما آفریده شدیم؟ چرا در زمین آفریده شدیم؟ چرا با این قابلیت ها آفریده شدیم و… از علت اصل آفرینش می توان به چند گونه جواب ارائه کرد.

 

جواب:

۱- جبر و اختیار مربوط به فعل فاعل است و اطلاق جبر و اختیار به آنچه از فعل فاعل مترتب می شود، صحیح نیست. مثلا در مورد خلقت انسان چون این فعل از جانب خداوند متعال بوده، اختیار و جبر در مورد آن معنا دارد. در مرحله بعد چون خداوند متعال در فعل خود مختار است لذا اجباری در آن وجود ندارد. اما در مورد انسان که نتیجه ی فعل خداوند متعال بحث جبر و اختیار معنایی ندارد یعنی جبر و اختیار صفت برای معلول یا محل فعل قرار نمی گیرند.

۲- طبق قانون علیت، هرگاه علت تامه ای برای وجود یک معلول محقق شود، آن معلول هم به سبب آن علت، محقق می شود که از آن به «جَبر عِلّی» تعبیر می شود. مثلا اگر تمامی مراحل تولید نسل انجام شد، سوال است علت بدنیا آمدن طفل، سوالی بی جا است.

۳- طبق کلام خداوند متعال در قرآن کریم انسان قبل از زندگی، عدم بود و عدم قابلیت تصرف در تکوین و تشریع ندارد چرا که قدرت بر تصرف، فرع بر وجود است (انسان، ۱) به بیانی دیگر سوال از شی مستلزم وجود آن است. انسان قبل از حیات وجودی ندارد که پرسش کند سوال کردن از علت وجود بعد از وجود تحصیل حاصل است.

۴- طبق کلام خداوند متعال در قرآن کریم، همان طور که مرگ دست اوست حیات نیز در اختیار اوست (ملک، ۲) به این بیان که چنانچه بشر در مورد موت خود اختیاری ندارد، در مورد اختیار خود نیز اختیاری نخواهد داشت.

۵- اعطای حیات جسمی به نوع موجودات اولا نشانه ی اصل وجود خداوند و ثانیا نشانه ی صفات الهی است در نتیجه خلق موجودات برای خداوند متعال امری ضروری و لازم است.

۶- آن چه در آخرت مورد سوال قرار می گیرد هیئت مادی و خلقت ابتدایی بشر نیست بلکه مورد سوال در آخرت، کیفیت اعمال و کردار اوست که تمامی انسان ها در انتخاب نوع عملکردشان مختار هستند.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

نظر غزالی در مورد عدالت صحابه

در نوشته های گذشته گفتیم برخی اهل سنت اصل عدالت صحابه را یک مساله مسلم دانسته و برای آن استدلالاتی هم ذکر می کنند در حالیکه گفتیم اشکالاتی از نظر کبروی و صغروی به این اصل وارد است. در مقابل برخی از علمای بزرگ اهل سنت این اصل را انکار کرده و آن را جزء اصول موهومه از ادله احکام بر شمرده‌اند و در اصل اشکال این دسته از افراد اشکالی کبروی است. یکی از این افراد غزالی از علمای قرن 6 هجری می باشد. در این نوشتار برخی عبارات وی در این باره را به نقل از کتاب المستصفی ذکر خواهیم کرد. وی در کتاب المستصفی به بررسی برخی مسائل علم اصول همت گمارده است.

شاطبی و عدالت صحابه (۳)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *