خانه / حدیث / تفاوت برخورد مردم نسبت به نماز

تفاوت برخورد مردم نسبت به نماز

مقدمه

همان طور که  پرچم به عنوان نماد، شاخصه ی یک کشور و ملت آن است، اعمال عبادی یک دین نیز به عنوان نماد، همین نقش را ایفا می کنند. هر چند عمل به تمامی احکام و اعمال عبادی دین لازم است ولی از میان آن ها برخی از جایگاه خاصی برخوردار هستند.

در آموزه های روایی، گروهی از روایات ذکر شده که به روایات «دعائم الاسلام» مشهور هستند.(برای مطالعه بیشتر ر.ک الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۱۸) این روایات حاوی اعمال عبادی می باشند که این اعمال، ارکان دین اسلام را تشکیل می دهند. یکی از این ارکان، نماز است. در قرآن کریم و روایات نسبت به این عمل عبادی تاکید فراوانی شده. آن چه در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت، برخورد گروه های مختلف با این عمل عبادی است.

 

الف- برخورد اهل ایمان:

۱- گروهی نماز را بر پا می دارند; الذین ان مکّناهم فی الارض اقامو الصلوه[۱]

۲- گروهی در نماز خشوع دارند: قد أفلح المؤمنون, الذین هم فی صلاتهم خاشعون[۲]

۳- گروهی نسبت به نماز مراقبت دارند: و هم علی صلاتهم یحافظون[۳] وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ[۴] وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ[۵]

۴- گروهی کارهای اقتصادی خود را به خاطر نماز رها می کنند: رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه[۶]

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْع‏[۷]

۵- گروهی در نماز اخلاص دارند: ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی الله رب العالمین[۸]

 

ب- برخورد مخالفان نماز:

۱- گروهی نماز نمی خوانند; فلا صدّق و لا صلّی[۹]

۲- گروهی مانند منافقان باکسالت نماز می خوانند: و اذا قاموا الی الصلوه قاموا کسالی[۱۰] َ لا یَأْتُونَ الصَّلاهَ إِلاَّ وَ هُمْ کُسالى‏[۱۱]

۳- گروهی مانند کفار نماز را مسخره می کنند: و اذا نادیتم الی الصلوه اتخذوا هزوا[۱۲]

۴- گروهی نماز را به دست فراموشی می سپارند: فویل للمصلین, الذین هم عن صلاتهم ساهون[۱۳]

۵- گروهی مانند بعضی از بنی اسرائیل نماز را ضایع می سازند: تخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتّبعوا الشّهوات[۱۴]

 

پانوشت:

[۱] حج، ۴۱.

[۲] مؤمنون، ۱ و ۲.

[۳] انعام، ۹۲.

[۴] مومنون، ۹.

[۵] معارج، ۳۴.

[۶] نور، ۳۷.

[۷] جمعه، ۹.

[۸] انعام، ۱۶۲.

[۹] قیامت، ۳۱.

[۱۰] نساء، ۱۴۲.

[۱۱] توبه، ۵۴.

[۱۲] مائده، ۵۸.

[۱۳] ماعون، ۵.

[۱۴] مریم، ۵۹.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

نظر غزالی در مورد عدالت صحابه

در نوشته های گذشته گفتیم برخی اهل سنت اصل عدالت صحابه را یک مساله مسلم دانسته و برای آن استدلالاتی هم ذکر می کنند در حالیکه گفتیم اشکالاتی از نظر کبروی و صغروی به این اصل وارد است. در مقابل برخی از علمای بزرگ اهل سنت این اصل را انکار کرده و آن را جزء اصول موهومه از ادله احکام بر شمرده‌اند و در اصل اشکال این دسته از افراد اشکالی کبروی است. یکی از این افراد غزالی از علمای قرن 6 هجری می باشد. در این نوشتار برخی عبارات وی در این باره را به نقل از کتاب المستصفی ذکر خواهیم کرد. وی در کتاب المستصفی به بررسی برخی مسائل علم اصول همت گمارده است.

شاطبی و عدالت صحابه (۳)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *