خانه / حوادث روز / جهاد دانشگاهی؛ آنچه هست و آنچه باید باشد

جهاد دانشگاهی؛ آنچه هست و آنچه باید باشد

دید عمیقی که امام خمینی رحمهالله علیه در ابتدای انقلاب نسبت به مسئله فرهنگ و آموزش داشتند سبب شد تا در ۱۶ مرداد ۱۳۵۹ جهاد دانشگاهی تاسیس شود. یکی از اهداف مهم این ستاد در بدو تاسیس اسلامی شدن دانشگاه‌ها و حفظ ارزشهای اسلامی و زدودن مظاهر فرهنگی منحط و حذف ارزشها و بینشهای ضداسلامی برخاسته از فرهنگ بیگانه بود. به تدریج و با تغییرهای متعدد اساسنامه ای، جهاد دانشگاهی به واسطه ای بین دانشگاه و بخش صنعتی و خدماتی کشور تبدیل شد و کار به جایی رسید که محل استقرار آن نیز به محلی بیرون از محیط دانشگاه انتقال یافت.

با کمی تامل درمی یابیم محیط فعلی دانشگاه های ما، نتیجه دگردیسی جهاد دانشگاهی و ارگانهایی از این قبیل است که از اهداف اولیه و اساسی خود دور شده اند. کُتبی که در ظاهر اسلامی هستند و با عناوین اسلامی شروع می شوند ولی در باطن تهی از مفاهیم و آموزه های دینی هستند. کسانی که در محیط دانشگاهی رفت و آمد دارند به این مطلب تصریح می کنند که کتب دانشگاهی ما متاسفانه به صورت عمده برگرفته از مفاهیم غربی و شرقی است. دانشجویی که در رشته ی خود چند سال را با مفاهیم بیگانه و بعضا ضد دینی سپری کرده آیا می تواند در هنگام خروج از دانشگاه فردی معتقد به دین باقی بماند؟

بله در این مطلب شکی نیست که باید در محیط دانشگاه علم آموزی کرد و برخی علوم را نیز باید در کتبی غیر از کتب دینی فرا گرفت ولی سوال این است که استفاده از این کتب تا چه حد باید افکار و وقت دانشجو را به خود مشغول کند؟! پس جای دین کجاست؟ خروجی علمی که بدون دین باشد چیست؟

جوان دانشجو چگونه باید با سیل عظیم شبهات و سوالات منطقی و غیر منطقی خود مواجه شود و این در حالی است که آموزه های دانشگاهی او، موید برخی از این شبهات و سوالات هستند؟ جالب اینجاست که گرایش به کتب و آموزه های غربی رشته و گرایش هم نمی شناسد!!! کتابها یا ترجمه ای از نوشته های افراد خارجی و بعضا بدون قید و بند دینی یا برگرفته ای از این مفاهیم و آموزه ها هستند. حتما با این ضایعه برخورد کرده اید که استادی در یک ترم قسمتی از یک کتاب را به عنوان کار کلاسی به دانشجو جهت ترجمه واگذار می کند و ترم بعد نتیجه ترجمه دانشجوهای ترم قبل را به عنوان کتاب خود برای دانشجویان ترم بعد تدریس می کند.

علامت سوال دیگر این است که احتیاج ما به علوم سایرین با یک بار مراجعه مرتفع می شود پس چرا در ترم ها و سال های بعد مجددا همان کتاب یا کتابی مشابه با آن تدریس می شود؟! نباید بعد از تدریس یک ترم یا چند ترم بتوانیم کتابی برگرفته از آموزهای بومی و دینی برای آن درس خاص ارائه کنیم؟!

دوستی که در رشته «IT» تحصیل کرده بود می گفت ما در برنامه «Access» یاد می گرفتیم چگونه باید یک بانک اطلاعاتی را طراحی کرد. استاد ما در هنگام تدریس بجای اینکه ما را مجبور به حل تمارین کتاب کند از ما خواست بانکی را بسازیم که بوسیله آن بتوان طریقه محاسبه خمس اموال را حساب کرد. البته نمره بسیار خوبی هم برای پایان ترم مقرر کرد. با این کار اکثر بچه های کلاس مجبور شدند اول سراغ احکام خمس رفته و آن را یاد بگیرند و بعد طبق آن برنامه ای طراحی کنند. از این مثال می توان الگویی برای بومی سازی علوم مختلف ساخت. فقط باید کمی تلاش کرد و همت گماشت و اگر چنین نشود دشمن منتظر ما نمی ماند. او با امثال «سند ۲۰۳۰» حتی برای کودکان ما نیز برنامه دارد…

 

 

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۱)

در این روزها برخی اوقات می‌بینیم به امامت حضرت بقیة‌الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء اطلاق تاج‌گذاری می‌شود که این امر در غایت اشتباه است. کسانی که مبادرت به این امر می‌کنند چه از روی عدم توجه و تفتن و چه از روی مقاصد دیگر، شان عظیم امامت را به خلافت تنزل داده و ناخواسته در مسیری اشتباه قدم می‌گذارند که همان مسیر گروه اول است. به‌بیان‌دیگر وقتی ما از امامت تنها به بحث تاج‌گذاری و اوامری این‌چنینی تعبیر کردیم، عملاً سایر شئون تحت‌الشعاع قرار داده و از بین می‌بریم درحالی‌که خلافت ظاهری یکی از شئون ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

آیا ثارالله مثل ابن الله است؟

گاهي بعضي از مسيحيان مي گويند اگر ما مسيح ع را ابن اللَّه مي گوييم درست مانند آن است كه شما به امام حسين ع ثار اللَّه و به امیرالمومنین علیه السلام ابن ثاره (خون خدا و فرزند خون خدا) مي گوييد و يا در پاره اي از روايات به علي ع يد اللَّه اطلاق شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *