خانه 0_0 پای درس معصومین 0_0 پای درس معصومین علیهم السلام: آیا انبیاء علیهم السلام معصوم هستند؟!

پای درس معصومین علیهم السلام: آیا انبیاء علیهم السلام معصوم هستند؟!

از دیرباز بخاطر وجود مسائلی در بین مردم این سوال وجود داشت که آیا انبیاء دارای مقام عصمت هستند یا خیر؟! برای یافتن جواب سوال، زانوی ادب پای درس وجود مبارک امام رضا علیه السلام می زنیم و یاد می گیریم.

متن سوال:

على بن محمد بن جهم به امام رضا علیه السلام عرض کرد یا ابن رسول اللَّه شما معتقد به عصمت انبیائید؟! حضرت فرمود آرى.

وی گفت نظر مبارک شما در  مورد اینکه خداى عز و جل فرمود «وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏»(طه، ۱۲۱) آدم نافرمانى کرد و گمراه شد؛ و همچنین گفته خدا «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْه‏»(انبیاء، ۸۷) ذو النون (حضرت یونس) خشمناک شد و گمان کرد که ما بر او توانا نیستم؛ و همچنین گفته خداوند متعال در باره یوسف که فرمود «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» (یوسف، ۲۴) آن زن به وى همت گماشت و یوسف هم بدو همت گماشت؛ و همچنین گفته خداوند در باره داود «وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه‏»(ص ۲۵) داود گمان کرد که ما او را آزمودیم؛ و گفتار خداوند در باره پیغمبرش حضرت محمد  صلی الله علیه و آله و سلم «وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاه»(احزاب ۳۷) در دل خود نهان کنى آنچه را خدایش عیان کند و از مردم میترسى و خدا سزاوارتر است که از او بترسى، چیست؟!

امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمود واى بر تو اى على. از خدا بپرهیز و پیغمبران خدا را به هرزگى نسبت مده و کتاب خداى عز و جل را به رأى خود تفسیر و تاویل مکن. خداى عز و جل فرموده «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم‏» (آل عمران، ۷) نمی دانند تاویلش را جز خدا و راسخان در دانش اما اینکه خدا فرموده آدم عصیان پروردگارش نمود و گمراه شد.

حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام

خداى عز و جل آدم را حجت در زمین و خلیفه بر بندگانش آفرید او را براى بهشت نیافرید. نافرمانى آدم در بهشت بود نه در زمین براى آنکه مقدرات امر خداى عز و جل کامل گردد. چون به زمین هبوط کرد و حجت و خلیفه گردید معصوم بود بدلیل قول خداى عز و جل «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِین‏»(آل عمران، ۳۳) به راستى خدا برگزید آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر همه جهانیان.

حضرت یونس علی نبینا و آله و علیه السلام

و اما گفتار خداى عز و جل ذو النون خشمناک شد و گمان کرد که بر او قادر نیستیم مقصود اینست که ما روزى را بر او تنگ نمی کنیم مگر نشنیدى قول خداى عز و جل را «وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَه‏» (فجر، ۱۶) و اما چون خدایش آزماید تنک گیرد بر او روزیش را و اگر گمان کرده بود که خدا بر او توانا نیست کافر شده بود.

حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام

و اما گفتار خداى عز و جل در باره یوسف مقصود اینست که زلیخا قصد معصیت کرد و یوسف قصد قتل او کرد در صورتى که مجبورش کند از خشمى که بر او گرفت خدا کشتن او را از وى گردانید و هم هرزگى را چنانچه فرموده «کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ» یَعْنِی الْقَتْلَ «وَ الْفَحْشاءَ» یَعْنِی الزِّنَا (یوسف، ۲۴) این چنین از او سوء یعنی قتل و فحشا یعنی را از او دور کردیم.

حضرت داود علی نبینا و آله و علیه السلام

در ادامه حضرت فرمود راجع به داود هم کیشان شما چه می گویند؟ على بن جهم گفت می گویند داود در محرابش نماز می خواند که شیطان به صورت زیباترین پرنده ‏اى در نظرش مجسم شد و نمازش را برید و خواست آن را بگیرد. پرنده به حیاط پرید و داود دنبال او رفت. پرنده به بام پرید و داود دنبالش بالاى بام رفت. پرنده در خانه اوریا پسر حنان پرید. داود دنبالش به آن خانه سر کشید و زن اوریا مشغول غسل کردن بود و داود او را دید و عاشقش شد. داود اوریا را به جبهه جنگ فرستاده بود. داود به فرمانده جبهه نوشت که اوریا را به میدان‏ بفرست. اوریا به میدان رفت و بر مشرکان پیروز شد و بر داود ناگوار آمد. دوباره نوشت که او را جلو تابوت به جنگ بفرست و وقتی در این راه کشته شد، داود زنش را تزویج کرد.

حضرت رضا علیه السلام دست بپیشانى زد و فرمود «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» شما به یکى از پیغمبران خدا را نسبت دادید که به نمازش بی ‏اعتنائى کرد و دنبال پرنده ‏اى رفت و دل به هرزگى داد و وسیله کشتن بی گناهى را فراهم کرد،.

عرض کرد یا ابن رسول اللَّه خطاى او چه بود؟ فرمود واى بر تو داود گمان برد که خدا خلقى داناتر از او نیافریده. خدا دو فرشته فرستاد تا از دیوار محرابش بالا آمدند «»و گفتند «خَصْمانِ بَغى‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى‏ سَواءِ الصِّراطِ. إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهً وَ لِیَ نَعْجَهٌ واحِدَهٌ فَقالَ أَکْفِلْنِیها وَ عَزَّنِی فِی الْخِطاب‏» (ص، ۲۲ و ۲۳) ما دو طرفیم که یکى بر دیگرى ستم کرده بحق میان ما حکم کن و خلاف مگو و ما را به راه حق راهنمائى کن براستى این برادر من نود و نه میش دارد و من یک میش دارم و می گوید آن یکى را هم من بده. بمن درشت می گوید.

داود بر مدعى علیه شتاب کرد «قالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلى‏ نِعاجِه‏» (ص، ۲۴) و گفت بتو ستم کرده که یک میش تو را هم خواسته است و از مدعى شاهد نخواست و بطرف او هم نگفت که در جوابش چه گوئى؟ این بود خطاى او در حکمش نه آنکه شما می گوئید. مگر نمی شنوى که خداى عز و جل می فرماید «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَق‏»(ص، ۲۷) اى داود براستى ما تو را در زمین خلیفه کردیم میان مردم درست حکم کن تا آخر آیه.

علی بن جهم گفت یا ابن رسول اللَّه پس داستان او با اوریا چه بود؟ حضرت رضا فرمود در ایام داود چون شوهر زنى می مرد یا کشته می شد دیگر ازدواج نمی کرد و اول کسى که خدا برایش مباح کرد پس از قتل شوهر زنى پا او تزویج کند داود بود و این امر بر اوریا سخت و ناگوار آمد.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم 

و اما راجع به محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیغمبر او گفته خداى عز و جل در دل پنهان کنى آنچه را خدا آشکار می سازد و از مردم می ترسى و بایست از خدا بترسى موضوع اینست که خداى عز و جل به پیغمبر خود نام زنان او را در دنیا و آخرت اعلام کرد و فرمود آنان همه ام المؤمنین باشند و یکى از آنها را زینب دختر جحش نام برد که آن روز زن زید بن حارثه بود. پیغمبر نام او را در دل خود پنهان کرد و به او نگفت مبادا منافقین طعن زنند که زن دیگرى را در زنهاى خود نام می برد و ام المؤمنین می شمرد و از بدگوئى منافقین بیم کرد. خدا فرمود بایست از خدا بیم کنى در دل خود و خداى عز و جل متصدى تزویج احدى از خلق خود نگردید مگر تزویج حواء به آدم و زینب به رسول خدا «ص» و فاطمه «ع» بعلى «ع».

على بن جهم گریست و گفت یا ابن رسول اللَّه من توبه کارم بدرگاه خداى عز و جل از آنکه بگویم در باره پیغمبران خدا جز آنکه شما یاد آور شدید.

آدرس:  الأمالی( للصدوق)، النص، ص: ۹۰ تا ۹۳

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

علت اطلاق فرزند پیامبر صلوات الله علیه و آله بر اولاد امام حسین علیه السلام (۱)

در ابتدای ظهور اسلام با وجود این تفکر از یک طرف، و از طرف دیگر فوت فرزندان پسر رسول خدا صلوات الله علیه وآله، کفار قریش پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله را به سخره می گرفتند و نسبت به آزار ایشان اقدام می کردند. خداوند متعال با نازل کردن سوره کوثر خط بطلانی بر این تفکر کشید و فرمود از نسل دختری که به تو اعطا خواهیم کرد فرزندان بسیاری نصیبت خواهد و کسانی که تو را مسخره می کنند خود بدون نسل خواهند شد.

چرا کوفه توسط امام حسین علیه السلام به عنوان مقصد نهایی انتخاب شد؟! (۵)

هر چند اصل حرکت و قیام امام حسین علیه السلام با در نظر گرفتن جنبه های الهی، سیاسی و مردمی آن مورد تایید عموم و حتی قاطبه امت اسلامی است، ولی در این میان برخی جزئیات این حرکت محل بروز سوالات متعددی واقع شده است. یکی از این سوالها علت انتخاب کوفه به عنوان مقصد نهایی برای حرکت امام حسین علیه السلام است. البته باید این نکته را در نظر داشت که آن حضرت در حرکت و قیام خود از برخی شهرهای بزرگ آن زمان عبور کردند و یا اینکه به بزرگان آنها نامه نوشتند که بعد از بررسی های انجام شده، در نهایت این مقصد را با ارسال سفیر خود مسلم بن عقیل، برای خود انتخاب کردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *