خانه / حدیث / ذو الحسبین، جمال العارفین، السید النقیب

ذو الحسبین، جمال العارفین، السید النقیب

مقدمه

شهر حله یکی از شهرهای کشور عراق است که قرن های پیش بواسطه حضور عالمان و فقهای بزرگ، جایگاه خاصی داشته است. علاوه بر این حله، دارای آثار تاریخی بسیار زیادی است که نشان از قدمت این شهر دارد. ابن طاووس از جمله خاندانهای بزرگ و معروفی بودند  که در این شهر زندگی می کردند. علت نامگذاری این خانواده به «طاووس» بخاطر زیبایی و ملاحت محمد بن اسحاق جد بزرگ آنها بود. 

در ۱۵ محرم سال ۵۸۰ ه.ق، فرزندی از این خانواده به هستی گام نهاد که او را «علی» نامیدند. حسب و نسب او به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می رسد لذا به ایشان «ذوالحسبین» یا «ذوالحسنین» می گویند. زندگی او سراسر علم و عرفان بود که این امر از آثار وی نیز کاملا مشهود است ولی به جهت پر رنگی مراتب تقوا و مراقبه به ایشان «جمال العارفین» می گویند. در حمله مغول به بغداد نیز به جهت امان نامه ای که به ایشان اعطا شده بود، جان نفرات زیادی توسط ایشان نجات داده شد.

این اسوه ی شیعه در چنین روزی یعنی ۵ ذی القعده سال ۶۶۴ ه.ق وفات کرد و در حرم امیرالمومنین علیه السلام به خاک سپرده شد.

نکته تاریخی

نکته ای که در مورد این عالم شیعی وجود دارد و تاریخ نیز ثبت شده مسئله نقیب بودن ایشان است. نقیب به کسی اطلاق می شود که سید و بزرگ خانواده ای باشد و همه به وی اعتماد دارند. در تاریخ ثبت شده که سید بن طاووس به جهت علم به تفکرات بیمار خاندان عباسی از قبول این سمت خودداری کرد ولی در زمان مغول این سمت را پذیرفت. براستی که «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» (الکافی، ثقه الاسلام کلینی، ج ۱، ص ۲۶ ؛ تحف العقول ،حسن بن شعبه حرانی، ص ۳۵۶ ؛ بحارالانوار ، مجلسی، ج ۶۸ ص ۳۰۷.) شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد هجوم نمی‌آورد.

ورود علماء و فقها به سیاست در زمانی واجب و در زمانی حرام است. چه خوب است مواقع را تشخیص داده و به درستی در مسائل ورود کنیم.

 

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۱)

در این روزها برخی اوقات می‌بینیم به امامت حضرت بقیة‌الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء اطلاق تاج‌گذاری می‌شود که این امر در غایت اشتباه است. کسانی که مبادرت به این امر می‌کنند چه از روی عدم توجه و تفتن و چه از روی مقاصد دیگر، شان عظیم امامت را به خلافت تنزل داده و ناخواسته در مسیری اشتباه قدم می‌گذارند که همان مسیر گروه اول است. به‌بیان‌دیگر وقتی ما از امامت تنها به بحث تاج‌گذاری و اوامری این‌چنینی تعبیر کردیم، عملاً سایر شئون تحت‌الشعاع قرار داده و از بین می‌بریم درحالی‌که خلافت ظاهری یکی از شئون ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

آیا ثارالله مثل ابن الله است؟

گاهي بعضي از مسيحيان مي گويند اگر ما مسيح ع را ابن اللَّه مي گوييم درست مانند آن است كه شما به امام حسين ع ثار اللَّه و به امیرالمومنین علیه السلام ابن ثاره (خون خدا و فرزند خون خدا) مي گوييد و يا در پاره اي از روايات به علي ع يد اللَّه اطلاق شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *