خانه / احکام / بررسی فقهی اعتبارات رمزگونه (۱)

بررسی فقهی اعتبارات رمزگونه (۱)

برای ورود به بحث ابتدا لازم است چند مقدمه ذکر شود:

تقسیم احکام در اسلام

احکام در اسلام به اعتبارات مختلف قابل تقسیم است اما یکی از مهم ترین تقسیمات، تقسیم آن به عبادات و معاملات است. به صورت کلی عبادات احکامی هستند که در آن ها قصد قربت اعم از لفظی و یا ضمنی شرط است و اگر بدون آن محقق شوند فایده ندارد؛ مثلا اگر فرد افعال نماز را بدون قصد قربت انجام داد از او به عنوان فعلِ عبادیِ نماز پذیرفته نیست. اما معاملات احکامی هستند که در آن قصد قربت شرط نیست مثلا در خرید و فروش بین دو نفر اگر تبادل کالا بدون قصد قربت انجام شود، معامله از لحاظ شرعی صحیح است.

تفاوت مهم دیگر بین عبادات و معاملات در این است که احکام در عبادات عمدتاً از طرف شارع صادر می شود مثلا شارع می گوید نماز را باید به فلان کیفیت خواند. در این قبیل اعتبارات که توسط شارع انجام می شود، عرف نمی تواند هیچ دخالتی کند لذا از این احکام به تعبدیات نیز تعبیر می شود؛ مثلا کسی نمی تواند علت دو رکعت خواندن نماز صبح را کشف کند تا بعداً بگوید چنین علتی در فلان چیز هم وجود پس آن فعل هم واجب باشد. بله در برخی روایات به بعضی حکمت های احکام اشاره شده ولی این حکمت ها همیشگی نیستند؛ مثلا در علت نگه داشتن عده برای زنان در روایات چنین ذکر شده که تداخل در نسل پیش نیاید ولی این مطلب تنها یکی از حکمت ها است و کلیت ندارد پس کسی نمی تواند بگوید با آزمایشات جدید تداخل در نسل پیش نمی آید پس نگه داشتن عده لازم نیست.

اما ارائه احکام در معاملات تفاوت جدی با عبادات دارد. احکام صادره در معاملات عمدتاً از جانب شارع امضاء می شود به این بیان که شارع هر چه بین عرف و عقلاء پذیرفته شده باشد را تایید و امضاء می کند لذا مشروع و نافذ می شود؛ پس باید دانست احکام در باب معاملات سیر و تحول را تجربه خواهند اما توقف بردار نیستند. ریشه وجود برخی تفاوت فتاوا در فقه همین مطلب است به این بیان که در بعضی مواقع یا موضوع به صورت کامل روشن نبوده لذا حکم مناسب با آن ارائه نشده و یا اینکه موضوع روشن بوده ولی چون در ابتدا مثلاً اقبال عمومی را در پی نداشته حکم به صورتی ولی در ادامه و با اقبال عمومی حکم آن تفاوت پیدا کرده است.

البته باید توجه داشت برخی احکام هستند که ولو تمام عرف یا عقلاء آن را بپذیرند قابل تصحیح نیست مثلا اگر معامله ربوی توسط تمام افراد بشر پذیرفته شود، در شرع اسلام چنین معامله ای با عنوان ربا به هیچ وجه قابل تصحیح نیست.

تحولات دنیای کنونی

عصر کنونی متأثر از دو اتفاق است ۱- ورود ماشین ها به زندگی انسان ۲- ورود دنیای دیجیتال یا هوش مصنوعی به زندگی انسان. بشر به جهت تسهیل و تسریع کارهای خود از این دو اتفاق بسیار بهره برده و حتی کار به جایی رسیده که این ها را یکدیگر ترکیب کرده و ماشین های مبتنی بر هوش مصنوعی را طراحی کرده است.

هوش مصنوعی در امور مختلفی قابل استفاده است که از آن جمله می توان به دخالت آن در امور مثل پزشکی، نظامی و… اشاره کرد. یکی از جدیدترین مصادیق دخالت هوش مصنوعی در زندگی بشر، مباحث اقتصادی خرد و کلان است. بلاک چین به عنوان هوش مصنوعیِ برتر در این زمینه فعالیت را شروع کرد و البته هر روز در حال ارتقاء و به روز رسانی است. این امکان هم وجود دارد که در آینده نوعی دیگر از هوش مصنوعی با الگوریتم پیشرفته تر از بلاک چین شروع به فعالیت کرده و حتی تاثیر گذار تر از آن هم باشد؛ پس وسعت تاثیر هوش مصنوعی در دنیای کنونی امری اجتناب ناپذیر است.

با ضمیمه مطالبی که در مقدمه اول گفتیم باید توجه کرد که هر چه سیستم هوش مصنوعی می خواهد پیشرفت کند مشکلی نیست چون جعل احکام برای ابعاد آن امکان دارد ولی به این شرط که در ابتدا موضوع به صورت دقیق روشن شود و ثانیاً ملاکات موجود در فقه را دارا شود تا بتوان حکم متناسب با آن ارائه کرد.

بررسی فقهی اعتبارات رمزگونه

در این نوشتار ما بدنبال تحقیق فقهی و علمی ارزهای دیجیتال و کشف عناوین آن هستیم در نتیجه معیار و ملاک در بحث عناوینی است که جنبه فقهی داشته باشند. در بحث ازرهای دیجیتال دو مسئله به صورت کلی باید مورد بررسی قرار بگیرد الف- خرید و فروش ب- استخراج

در بحث خرید و فروش ارزهای دیجیتال دو مبنا را باید مورد بررسی قرار داد ۱- پول بودن ارزهای دیجیتال ۲- مال بودن ارزهای دیجیتال.

مبنای پول بودن

برای کسانی که مسئله ارزهای دیجیتال را مورد بررسی قرار داده­ و مسئله پول بودن آن را مطرح کرده­اند، دو خلط و اشتباه عمده رخ داده­است:

الف- پول بودن این قبیل کالاها

منشأ اشتباه اول برگردان اشتباه واژه «cryptocurrency» به زبان فارسی است. این مطلب با بررسی عبارات لغت نامه هایی مثل مثل مک میلان، کالیز، لانگ من و… قابل برداشت است. برای نمونه به عبارتی که در لغت نامه لانگ من در این مورد ذکر کرده اشاره می کنیم:

لانگ من در مورد تعریف پول می گوید:

What you earn by working and can be in the form of notes or coins or cheques and can be kept in a bank.

در این عبارت آنچه روی آن تاکید شده ما به ازای خارجی داشتن پول است که این مطلب مسلماً در ارزهای دیجیتال مفقود است چون فضا و محل وجود این قبیل کالا در عالم دیجیتال است و همگی اذعان دارند که عالم دیجیتال از مسائلی است که با آثار شناخته می شود و ما به ازای خارجی و فیزیکی ندارد.

کسی اشکال نکند پول تحریری که در بانک مورد استفاده و معامله واقع می شود هر چند ما به ازای خارجی ندارند ولی پول و معتبر هستند. در جواب باید گفت اولاً تعبیر پول به پول تحریری مسامحه در تعبیر است چون وجود فیزیکی جزء جدا نشدنی پول است در حالیکه پول تحریری تنها نگاشته هایی است که در بانک ها موجود است لذا جدیداً و با روشن شدن موضوع، در تراکنش های بانکی دیگر از واریز و برداشت پول یا وجه استفاده نمی شود بلکه از آن تعبیر کاهش یا افزایش اعتبار می شود.

لانگ من در مورد تعریف اعتبار می گوید:

Currency (uncountable and countbale) is the system or type of money that a country use.

Currency (uncountable) the state of being accepted or used by a lot of people.

در این عبارت تصریح شده که کارنسی به دو صورت قابل تصور است الف- قابل شمارش و غیر قابل شمارش ب- فقط غیر قابل شمارش. واضح است که ارزهای دیجیتال با تعریفی که برای صورت اول انجام شده، تحت آن قرار نمی گیرد چون بازگشت صورت اول باز هم به پول یا پشتوانه آن است که در عبارت قبل گفتیم ارزهای دیجیتال مسلم پول نیستند. ضمن این که این تعریف با غیر متمرکز بودن ارزهای دیجیتال هم سازگاری ندارد.

اما با تعریفی که نسبت به صورت دوم کارنسی انجام شده باید گفت ارزهای دیجیتال مسلماً تحت این عنوان قرار می گیرند چون ارزهای دیجیتال حالت و فرمی هستند که در معاملات و مبادلات مورد قبول مردم قرار گرفته و مورد استفاده واقع می شوند پس لزوماً نباید هویت پولی داشته باشند چون با این تعریف کارنسی اعم از پول فیزیکی و غیر آن خواهد شد. شاهد بر این مدعا استفاده بیشتر ارزهای دیجیتال به عنوان وسیله سرمایه گذاری است.

مسئله اصلی و مهمی که این خلط بوجود می آورد، زیر سوال رفتن کلیه ارزهای غیر متمرکز است چون در پول لزوماً نیاز به مُعتَبَر و پشتوانه داریم و در علم اقتصاد داشتن پشتوانه و اعتبار برای پول معتبر دانسته شده­است. البته پشتوانه در گذشته طلا و بعد از انقلاب پولی که توسط ایالات متحده از ۱۹۷۱ شروع شد به قدرت حکومت ها تَبَدُّل پیدا کرد. در حالیکه اگر بحث را روی اعتبار آوردیم بحث فرق می کند که در بحث مالیت به آن اشاره خواهد شد.

ضمن اینکه عنوان پول، عنوان و موضوعی فقهی نیست یعنی ما پول  شرعی نداریم، بلکه پول اعتباری عقلائی و عرفی است که توسط شارع امضاء شده است. پس این حرف که در معامله لزوماً باید یک طرف پول باشد صحیح نیست مگر می شود گفت اگر معامله به صورت تهاتر (کالا به کالا) صورت گرفت صحیح نیست چون یک طرف آن پول قرار نگرفته است. ضمن اینکه اگر کسی قائل به پول بودن ارزهای دیجیتال هم شد با مشکلی مواجه نیست چون هر چه عرف در حیطه معقول اعتبار کند در آن معتبر است کما اینکه زمانی عقلا و عرف پشتوانه ای فیزیکی مثل طلا را برای پول در نظر می گرفتند ولی در دوران ما چنین نیست و تنها عنوان یک دولت پشتوانه مقادیری زیادی پول در جهان است. البته اعتبار نباید با معیارهای شرعی مانند عدم وجود غرر تنافی داشته باشد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

ب- لزوم داشتن خصوصیت پول­های کاغذی

منشأ این اشتباه نیز در همان اشتباه اول است یعنی وقتی عنوان پول را برای این گونه اعتبارات در نظر گرفتند در صدد بار کردن معنای پول کاغذی بر آن شدند در حالیکه موضوع پول کاغذی با موضوع پول دیجیتال فرق دارد و هر کدام خصوصیات خود را دارند.

نکته ای دیگری که در ارزهای دیجیتال مورد غفلت قرار گرفته عدم توجه به مناشئ پول است که به صورت اشاره از نظر می گذرانیم:

۱- صادر کننده: صادر کننده پول بانک (ارگان مالی) یا ارگانی غیر از بانک می­تواند باشد که از آن تولید تحت سیستم متمرکز یا غیر متمرکز تعبیر می شود. یکی از ارکان ارزهای دیجیتال تولید تحت سیستم غیر متمرکز است پس تعبیر ارز دیجیتال متمرکز امری اشتباه یا مسامحی است. اینکه مثلاً می گویند پشتوانه پول فیزیکی بانک یا دولت است ریشه در این منشأ دارد.

۲- فرم: پول به طور کلی به فیزیکی و یا الکترونیکی تقسیم می شود. پول فیزیکی مثل مسکوکات و اسکناس­های رایج و پول الکترونیکی شامل توکن ها یا اعتبارات موجود در برخی بازی ها مثل کلش آف کلنز و حتی ارز دیجیتال است.

۳- دسترسی: برخی پول­های جهانی و برخی محدود به بخش و یا کشور خاصی هستند. برای نمونه می توان به دلار آمریکا در بخش جهانی و پوند بریستول را برای عرضه محدود اشاره کرد. ارز دیجیتال را اگر پول بدانیم از قبیل پول های نامحدود است.

۴-مکانیسم انتقال: اگر دینامیک پول توسط مرکزی کنترل شده انجام شد، به آن متمرکز می گویند و اگر حرکت پول توسط ارکان خاصی کنترل نشود به آن غیر متمرکز می گویند مثلا اگر فردی بتواند به فردی دیگر مبلغی را بدون دخالت مستقیم بانک انتقال دهد تحت سیستم غیر متمرکز کار می کند و اگر انتقال وجه تنها از طریق کوریدر بانک امکان داشته باشد عنوان سیستم، سیستم متمرکز است. برای حرکت متمرکز می توان به تبادلات مالی متداول و برای غیر متمرکز می توان به اعتبارات دیجیتال اشاره کرد.

ارکان دخیل در ارز دیجیتال اولا غیر متمرکز بودن ثانیا الکترونیکی بودن و ثالثا نامحدود بودن است. با در نظر گرفتن موارد مذکور اولاً بحث پول بودن ارزهای دیجیتال منتفی است و ثانیاً اطلاق ارز دیجیتال به این قبیل کالاها صحیح نیست و نوعی مسامحه در تعبیر است ولی طبق اصطلاحی که عمومیت پیدا کرده ما نیز از آن به ارز دیجیتال تعبیر می کنیم.

سوالی که پیش می آید این است که از لحاظ فقهی به چه علت از ارزهای دیجیتال در معاملات استفاده می شود؟ در نوشتار بعد به این مطلب خواهیم پرداخت.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۱)

در این روزها برخی اوقات می‌بینیم به امامت حضرت بقیة‌الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء اطلاق تاج‌گذاری می‌شود که این امر در غایت اشتباه است. کسانی که مبادرت به این امر می‌کنند چه از روی عدم توجه و تفتن و چه از روی مقاصد دیگر، شان عظیم امامت را به خلافت تنزل داده و ناخواسته در مسیری اشتباه قدم می‌گذارند که همان مسیر گروه اول است. به‌بیان‌دیگر وقتی ما از امامت تنها به بحث تاج‌گذاری و اوامری این‌چنینی تعبیر کردیم، عملاً سایر شئون تحت‌الشعاع قرار داده و از بین می‌بریم درحالی‌که خلافت ظاهری یکی از شئون ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

آیا ثارالله مثل ابن الله است؟

گاهي بعضي از مسيحيان مي گويند اگر ما مسيح ع را ابن اللَّه مي گوييم درست مانند آن است كه شما به امام حسين ع ثار اللَّه و به امیرالمومنین علیه السلام ابن ثاره (خون خدا و فرزند خون خدا) مي گوييد و يا در پاره اي از روايات به علي ع يد اللَّه اطلاق شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *