خانه / تاریخ / آیا یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا فرار کردند؟

آیا یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا فرار کردند؟

در برخی کتب تاریخی وارد شده که سکینه بنت الحسین مى گوید در میان خیمه نشسته بودم ، پدرم در ضمن اینکه از شهادت خود سخن مى گفت ، به یارانش نیز اعلام نمود که هرکس علاقه به شهادت ندارد از تاریکى شب استفاده نموده و به شهر و دیار خویش برگردد و هنوز گفتار امام به پایان نرسیده بود که یاران آن حضرت ده تا ده تا و بیست تا بیست تا متفرق گردیدند و تنها هفتاد و اندى از آنان باقى ماندند…

اما به دلایلى چند، این مطلب در مورد شب عاشورا درست نیست ؛ زیرا:

۱ – در مدارک و منابع تاریخى معتبر و دست اول از چنین مطلب خبرى نیست و این مطلبى است که در منابع دست سوم و چهارم نقل شده است که برخی از آنها اعتباری علمی چندانی هم ندارند. از جمله در ناسخ التواریخ بدون ذکر ماءخذ و همچنین در معالى السبطین به نقل از کتاب نورالعین و…

۲ – این مطلب با آنچه از مرحوم مفید و طبرى نقل شده مخالف است که مى گویند: آنهایى که به طمع منافع مادى با حسین بن على علیهمالسلام آمده بودند در منزل زباله با اعلان آزادى از سوى آن حضرت متفرق گردیدند و به همراه وى نماندند مگر آنانکه تصمیم داشتند تا پاى جان از او حمایت کنند.

۳- مرحوم طبرسی می گوید: پس از نقل خطبه امام حسین علیه السلام که در ضمن آن اجازه بازگشت به اصحابش را داده است، چند نفر از اصحاب آن حضرت سخنانی بیان کردند که با محتوای این خبر منافات دارد. برای نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:

الف-  عباس بن على علیه السلام: ((لا اَرَانااللّه ذلِکَ اَبَداً؛)) خدا چنین روزى را نیاورد که ما تو را بگذاریم و به سوى شهر خود برگردیم )).
ب- و سپس سایر افراد بنى هاشم در تعقیب گفتار حضرت ابوالفضل و در همین زمینه سخنانى گفتند که امام نگاهى به فرزندان عقیل کرد و چنین گفت :((حَسْبُکُمْ مِنَ الْقَتْلِ بِمُسْلِمٍ، اِذْهَبُوا قَدْ اَذِنْتُ لَکُم ؛)) آنان در پاسخ امام چنین گفتند: در این صورت اگر از ما سؤ ال شود که چرا دست از مولا و پیشواى خود برداشتید چه بگوییم ؟ نه ، به خدا سوگند! هیچگاه چنین کارى را انجام نخواهیم داد بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فداى راه تو کرده و تا آخرین مرحله در رکاب تو جنگ خواهیم کرد.
ج- مسلم بن عوسجه، سعد بن عبداللّه، زهیر بن قین و محمد بن بشیر حضرمى که خبر اسارت فرزندش به او رسیده بود ولی عین حاضر با حمایت ازامام حجت را همه تمام کردند. امام چند قطعه لباس قیمتى به محمد بن بشیر حضرمی داد تا در اختیار کسانى که مى توانند در آزادى فرزندش تلاش کنند قرار دهد. حضرت پس از سخنان اصحاب فرمودند:((فجزاکم اللّه خیراً و انصرف الى مضربه ؛)) امام حسین به آنان فرمود: خداوند به شما جزاى خیر دهد، آنگاه به خیمه خویش مراجعت فرمود)).

اگر مراجعت گروهى از اصحاب امام حسین در شب عاشورا صحت داشت مسلَّما مرحوم ((طبرسى )) در این مورد بیان مى نمود و یا اشاره اى به آن مى کرد ولى به طورى که ملاحظه مى کنید در کلام او نیز خبرى از این موضوع نیست در ضمن طبق نقل هنوز گفتار امام علیه السلام تمام نشده بود که افراد به سرعت پراکنده شدند ولی این مطلب هم در منابع موجود نیست.

۴- اعلان وفادارى و جان‏ نثارى یاران امام علیه ‏السلام در شب عاشورا، همچنان که که گذشت نادرستى مطالب یاد شده را اثبات مى‏ کند.

البته بعید نیست آنچه از سکینه بنت الحسین علیهما السلام نقل شده است (البته در فرض صحت)، مربوط به منزل زباله باشد لذا در این گفتار سخنى از شب عاشورا نیست بلکه به صورت کلى صحبت از ((یک شب )) است. منتها بعضى از نویسندگان و بیشتر، گویندگان آن یک شب را به جاى منزل زباله با شب عاشورا تطبیق کرده اند.
امام علیه السلام در منزل زُباله فرمودند: ((بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیم اَمّا بَعْدُ فَانَّهُ قَدْ اَتانا خَبَرٌ فَظیعٌ(تاثرانگیز) قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقیلٍ وَهانِى بن عُرْوَهٍ وَعَبدِاللّه بْنِ یَقْطُرٍوَقَدْ خَذَلتْنا (از یاری دست برداشتند) شیعَتُنا. فَمَنْ اَحَبَّ مِنْکُمُ الا نْصِرافَ فَلْیَنْصَرِفْ لَیْسَ عَلَیْهِ مِنّا ذِمامٌ)). صراحت و صداقت در گفتار هرچند سبب ضرر ظاهری باشد ازطرف ائمه بیان میشود.
طبرى مورخ شهیر و مرحوم مفید بزرگترین دانشمند جهان تشیع درباره انگیزه و نتیجه این پیشنهاد توضیح مشابهى دارند:
امام علیه السلام از امیدافراد نسبت به اطاعت کوفیان خبر داشت ولی چون امام واقعیت را ظاهرا متوجه شد وامتناع داشت کسی بدون اطلاع از واقعیت با او همراه باشد حقیقت امر را روشن کرد فلذا مضمون نامه را به همه اعلام کرد. در نتیجه ی این پیشنهاد پس از سخنان امام علیه السلام جمعیتى که با آن حضرت بودند گروه گروه متفرق شدند و تنها او ماند و تعدادى از یاران خاصش که از مدینه به همراه او آمده بودند.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۲)

در این روزها برخی اوقات می‌بینیم به امامت حضرت بقیة‌الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء اطلاق تاج‌گذاری می‌شود که این امر در غایت اشتباه است. کسانی که مبادرت به این امر می‌کنند چه از روی عدم توجه و تفتن و چه از روی مقاصد دیگر، شان عظیم امامت را به خلافت تنزل داده و ناخواسته در مسیری اشتباه قدم می‌گذارند که همان مسیر گروه اول است. به‌بیان‌دیگر وقتی ما از امامت تنها به بحث تاج‌گذاری و اوامری این‌چنینی تعبیر کردیم، عملاً سایر شئون تحت‌الشعاع قرار داده و از بین می‌بریم درحالی‌که خلافت ظاهری یکی از شئون ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۱)

در این روزها برخی اوقات می‌بینیم به امامت حضرت بقیة‌الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء اطلاق تاج‌گذاری می‌شود که این امر در غایت اشتباه است. کسانی که مبادرت به این امر می‌کنند چه از روی عدم توجه و تفتن و چه از روی مقاصد دیگر، شان عظیم امامت را به خلافت تنزل داده و ناخواسته در مسیری اشتباه قدم می‌گذارند که همان مسیر گروه اول است. به‌بیان‌دیگر وقتی ما از امامت تنها به بحث تاج‌گذاری و اوامری این‌چنینی تعبیر کردیم، عملاً سایر شئون تحت‌الشعاع قرار داده و از بین می‌بریم درحالی‌که خلافت ظاهری یکی از شئون ائمه معصومین علیهم‌السلام است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *