خانه / قرآن کریم / شوکانی در تفسیر فتح القدیر از اهل بیت علیهم السلام می گوید

شوکانی در تفسیر فتح القدیر از اهل بیت علیهم السلام می گوید

شوکانی یکی از علمای معاصر است که در کشور «یمن» و چنانچه از نامش پیداست در «هجره شوکان» متولد شده‌است. چنانچه نقل شده وی ابتدا زیدی مذهب که شاخه از مذهب شیعه به شمار می آید را انتخاب کرده بود ولی در ادامه، گرایش شدیدی به سمت اهل سنت پیدا کرد که این گرایش ناخودآگاه در آثار وی خودنمایی می‌کند. وی صاحب آثار مختلف و در علوم مختلف است. اثر مهم تفسیری وی فتح القدیر است که مشتمل بر تفسیر کلیه سوره های قرآن کریم می‌باشد.

یکی از مسائلی که همواره مورد اختلاف در بین فرق مختلف اسلامی بوده، تعیین مصداق «اهل بیت» است. این لفظ در قرآن کریم به دو صورتِ «اهل بیت[۱]» و «اهل البیت[۲]» به کار رفته است. در عین اینکه به نظر معنا و مصداق آن بسیار واضح است، ولی برخی سعی کرده اند به خاطر مسائلی چشم روی حقیقیت بسته و سعی در توجیه مصداق و معنای حقیقی آن داشته باشند.

اهل بیت ترکیبی اضافی از اهل و بیت است که اهل به معانی مختلفی در لغت وارد شده و قدر جامع آنها تعلق سنخیت، انس والفت داشتن با چیزی یا با کسی است. معنای بیت هم خانه و محل سکونت است که در نتیجه معنای این ترکیب اهل خانه‌ای است که با فرد مورد نظر الفت و صمیمت خاصی داشته باشند[۳]. در این نوشتار سعی می کنیم نظر این مفسر را در کتابش مورد بررسی قرار دهیم.

در این کتاب تفسیری به تناسب آیاتی از خانواده رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم سخن به میان آمده‌است. به عنوان نمونه می توان به  آیه ۲۳ سوره شوری اشاره کرد. در این آیه اجر و مزد رسالت تنها مودت قربی شمرده شده است. وی در جلمه­ی «الا الموده فی القربی» چندین احتمال می‌دهد.

الف- استثناء متصل (موضوع مودت پیامبر و اطرافیان ایشان است) باشد که به دو صورت می‌توان آن را تقریر کرد ۱- بخاطر قرابتی که بین من و شماست، نزدیکانم دوست داشته باشید. ۲- نزدیکان من را دوست داشته باشید.

ب- استثناء منقطع (موضوع مودت قریش است) باشد به این تقریر که از شما هیچ مزدی درخواست نمی کنم مگر اینکه بخاطر قرابتی که بین من و شماست مرا حفظ و پشتیبانی کنید. وی این قول را به ابن عباس نسبت می‌دهد.

ج- مقصود از تقرب، تقرب بوسیله عبادت خداوند است.

د- آیه نسخ شده است.

ه- مقصود از قربی، خانواده پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است.

پس از نقل این احتمالات، شروع به تقویت قول مطلوب و رد سایر اقوال می‌کند. ابتدا روایتی را از قول ابن عباس نقل می‌کند که وقتی پیامبر خطاب به قریش دعوتش را انجام داد و آنها از پذیرش امتناع کردند خطاب به آنها فرمود: اگر از بیعت با من امتناع می‌ورزید بخاطر رابطه ای که بین ما وجود دارد مرا حفظ کنید که من کسی غیر از شما ندارم.

در مورد قول دوم که استثناء را متصل و در رابطه با نزدیکان ایشان می‌دانستند می‌گوید احتمال قوی مکی بودن آیه است به دلیل اینکه روایت مورد استناد گروهی که می‌گوید آیه مدنی ضعیف است. در مورد قولی هم که می‌گفت قربی یعنی علی، فاطمه و فرزندانشان علیهم السلام قضاوت ایشان چنین است که یک روایت از طریق سیوطی نقل می‌کنند و به ضعف آن حکم می‌کنند. پس از نقل این مطالب، روایتی در تایید مکی بودن و نسخ شدن آیه و همچنین روایتی در تایید قولی که می‌گفت منظور از قربی، تقرب به خداوند توسط عبادت است را ذکر می‌کند.

در انتهای بحث از این آیه شروع به جمع بندی کرده و می گوید قول به منقطع بودن استثناء که قول ابن عباس است، منافاتی با نسخ شدن و همچین مکی بودن آیه ندارد ولی آن روایتی که در تایید قول آخر یعنی مقصود از قربی علی، فاطمه و حسنین علیهم السلام باشد، قدرت مقابله با قول ابن عباس را ندارد چرا که اولا طرق نقل روایت ابن عباس کثیر است و ثانیا خداوند متعال آل محمد علیهم السلام را از این مسائل بواسطه فضایل جلیله و مزایای جمیله بی‌نیاز کرده‌است همانطور که ما در ذیل آیه ۳۳ سوره احزاب (آیه تطهیر) به آن‌ها اشاره کردیم[۴].

بنابر مطلبی که شوکانی نقل کرد به ذیل آیه تطیهر مراجعه می‌کنیم تا ببینم واقعا وی چه فضائلی از اهل بیت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در آنجا ذکر کرده است. ایشان بحث را چنین شروع می‌کند که در مصداق اهل بیت در این آیه شریفه اختلاف شده‌است. دو قول مشهور در این آیه را ذکر می کند: الف- اهل بیت یعنی فقط ازواج نبی و مراد از بیت هم خانه پیامبر و خانه همسران ایشان است. ب- اهل بیت ذکر شده در آیه فقط علی، فاطمه و حسنین علیهم السلام هستند. در ادامه ادله هر یک از اقوال را ذکر می کند که به جهت اختصار از آنها صرف نظر می‌کنیم. نکته قابل توجه در این استدلالات وسعت نقل مرجحات قول دوم نسبت به قول اول است.

در جمع بندی وی می گوید البته قول سومی که حد وسط این دو قول است در اینجا نیز وجود دارد!!! طبق این قول، آیه شریفه هم در برگیرنده زوجات و هم در برگیرنده علی، فاطمه و حسنین علیهم السلام می‌دانند. اما اینکه زوجات را در برمی گیرد چون، سیاق موید آن است و همچنین زوجات در خانه پیامبر سکونت داشتند. اما اینکه علی، فاطمه و حسنین علیهم السلام را در بر می‌گرد:

فَلِکَوْنِهِمْ قَرَابَتَهُ وَأَهْلَ بَیْتِهِ فِی النَّسَبِ، وَیُؤَیِّدُ ذَلِکَ مَا ذَکَرْنَاهُ مِنَ الْأَحَادِیثِ الْمُصَرِّحَهِ بِأَنَّهُمْ سَبَبُ النُّزُولِ. فَمَنْ جَعَلَ الْآیَهَ خَاصَّهً بِأَحَدِ الْفَرِیقَیْنِ فَقَدْ أَعْمَلَ بَعْضَ مَا یَجِبُ إِعْمَالُهُ، وَأَهْمَلَ مَا لَا یَجُوزُ إِهْمَالُهُ.

چون اینها نزدیکان و اهل بیت نسبی پیامبر صلوات الله علیه هستند و تایید این مطلب روایاتی است که تصریح می کند سبب نزول این آیه، اینها هستند. پس کسی که آیه را به یک طرف اختصاص بدهد (به زوجات منفردا یا به علی، فاطمه، وحسنین علیهم السلام منفردا) به بعض آنچه واجب بوده عمل کرده و آنچه اهمالش جایز نیست را اهمال کرده است.

در انتها می‌گوید البته برخی هم گفته­اند مراد از اهل بیت، بنی هاشم، آل علی، آل عقیل، آل جعفر، آل عباس چون بر اینها صدقه حرام است و مراد از بیت را بیت نسبت دانسته‌اند. در تایید این قول هم روایاتی که در ضمن آیه ۲۳ سوره شوری ذکر کرده مجدد ذکر می‌کند.

سوالی که ما داریم این است که شما در این آیه چه چیزی را برای علی، فاطمه وحسنین علیهم السلام ثابت کردید؟ غیر از این است که اختصاصات آنها به راحتی به افراد دیگر تسری داده و آنها تبدیل به فضائل کردید!!! در ادامه با ذکر قولی که نسبت را تسری می‌دهد باز هم سعی در تعمیم دادن اهل بیت به غیر از علی، فاطمه و حسنین علیهم السلام هستید. خوب است بگوییم این کار شما تازگی ندارد چرا که در آیه  ۶۱ سوره آل عمران که به آیه مباهله مشهور است و در آن خاندان مکرم پیامبر صلوات الله علیه وآله جهت مباهله با نصاری آورده شدند، شما پس از نقل مفصل جریان، چندین روایت را در نزول این آیات در خصوص امیرالمومنین، حضرت زهراء وحسنین علیهم السلام نقل می کنید ولی در انتها روایتی را از ابن عساکر نیز ذکر می کنید که گفته:

تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا الْآیَهَ، قَالَ: فَجَاءَ بِأَبِی بَکْرٍ وَوَلَدِهِ، وَبِعُمَرَ وَوَلَدِهِ، وَبِعُثْمَانَ وَوَلَدِهِ، وَبِعَلِیٍّ وَوَلَدِهِ[۵].

بگویید بیایید پسرانمان دعوت کنیم تا انتهای آیه، گفت: پس ابی بکر پسرش را آورد، و عمر پسرش را آورد، و عثمان پسرش را آورد و علی علیه السلام پسرش را آورد.

و باز هم باید با تاسف گفت شما در ذیل آیه ۵۶ سوره احزاب روایات متعددی را در لزوم انضمام خانواده پیامبر صلوات الله علیه وآله در هنگام صلوات فرستادن بر آن حضرت ذکر کرده اید ولی خود در هیچ جایی از کتاب خود به این امر عمل نکرده اید[۶].

 

پانویس:

[۱] قصص، ۱۲.

[۲] هود، ۷۳ و احزاب ۳۳.

[۳] اعلام قرآن، ج۲، ص ۴۶۱ ذیل لغت اهل بیت علیهم السلام.

[۴] فتح القدیر، مؤلف: محمد بن علی بن محمد بن عبد الله الشوکانی الیمنی (المتوفى: ۱۲۵۰هـ)، ناشر: دار ابن کثیر، دار الکلم الطیب – دمشق، بیروت، نوبت چاپ: اول ۱۴۱۴ هـ، ج۴، ص ۶۱۰ تا ۶۱۵.

[۵] فتح القدیر، مؤلف: محمد بن علی بن محمد بن عبد الله الشوکانی الیمنی (المتوفى: ۱۲۵۰هـ)، ناشر: دار ابن کثیر، دار الکلم الطیب – دمشق، بیروت، نوبت چاپ: اول ۱۴۱۴ هـ، ج۱، ص ۳۹۷ تا ۳۹۹.

[۶] فتح القدیر، مؤلف: محمد بن علی بن محمد بن عبد الله الشوکانی الیمنی (المتوفى: ۱۲۵۰هـ)، ناشر: دار ابن کثیر، دار الکلم الطیب – دمشق، بیروت، نوبت چاپ: اول ۱۴۱۴ هـ، ج۴، ص ۳۴۵ تا ۳۴۹: جَمِیعُ التَّعْلِیمَاتِ الْوَارِدَهِ عَنْهُ صَلَّى الله علیه وَسَلَّمَ فِی الصَّلَاهِ عَلَیْهِ مُشْتَمِلَهٌ عَلَى الصَّلَاهِ عَلَى آلِهِ مَعَهُ إِلَّا النَّادِرَ الْیَسِیرِ مِنَ الْأَحَادِیثِ، فَیَنْبَغِی لِلْمُصَلِّی عَلَیْهِ أَنْ یَضُمَّ آلَهُ إِلَیْهِ فِی صَلَاتِهِ عَلَیْهِ.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

شاطبی و عدالت صحابه (۱)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

ماه رجب، ماه امیرالمومنین علیه السلام

در میان ماه های قمری برخی ویژگیهای خاص و منحصر به فردی دارند. از جمله ی این ماه ها، رجب المرجب است که در روایت لقب شهر الاصم به آن داده شده است: أَلَا إِنَّ رجب شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِيمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأَصَمَّ لِأَنَّهُ لَا يقائه شَهْرٌ مِنَ الشُّهُورِ حُرْمَةً وَ فَضْلًا عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُعَظِّمُونَهُ فِي جَاهِلِيَّتِهَا فَلَمَّا جَاءَ الْإِسْلَامُ لَمْ يَزْدَدْ إِلَّا تَعْظِيماً وَ فَضْلا . آگاه باشید که رجب ماه اصم خدا و ماه بزرگى است و براى آن اسمش را اصم ناميدند چرا كه هيچ ماهی نزد خداى تبارك و تعالى در حرمت و فضيلت قرين او نيست. مردم جاهليت در دوران جاهليت خود آن را محترم ميدانستند و اسلام هم جز فضل و احترام بر آن نيفزود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *