خانه / تاریخ / جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۲)

جشن تاج گذاری امام زمان ارواحنا له الفداء!!! (۲)

در نوشته ی قبل در مورد صحیح نبودن اطلاق شاهزاده بر امام زادگان واجب التعظیم و جشن تاج گذاری مطالبی بیان شد. در این بخش به بیان شبهه ای در این زمینه و پاسخ آن خواهیم پرداخت.

شبهه و پاسخ به آن

در این بحث امکان دارد کسی این سؤال را مطرح کند که ما در روایات داریم: «الْعَمَائِمُ تِیجَانُ الْعَرَبِ[۱]. عمامه تاج عرب است.» پس اطلاق تاج‌گذاری صحیح است و مشکلی وجود ندارد.

ما در جواب چندین نکته را می‌توانیم ارائه دهیم:

الف- در کتاب المجازات النبویه در مورد این روایت چنین واردشده « و أمّا- قوله علیه الصلاه و السلام: «وَ الْعَمَائِمُ تِیجَانُ الْعَرَبِ» فإنمّا أراد أنّ بهاء العرب یکون بعمائمها، کما یکون بهاء ملوک العجم بتیجانها[۲]؛ اما اینکه رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه واله وسلم) فرمودند عمامه تاج عرب است به این معناست که ایشان اراده کردند که هیبت اعراب به عمامه آن‌هاست مثل‌اینکه هیبت و شخصیت پادشاهان و ملوک غیر عرب به تاج آن‌هاست.» پس این کلام تشبیهی است که عمامه عرب به تاج پادشاهان و ملوک تشبیه شده است و تشبیه از جهاتی مُقَرِّب و از جهاتی مُبَعِّد است.

ب- در لغت تیجان جمع تاج است. در این مورد ابن اثیر در کتاب النهایه فی غریب الحدیث و الاثر چنین می‌گوید: « هو ما یصاغ للملوک من الذهب و الجوهر[۳]. تیجان آن چیزی که برای ملوک از طلا و جواهر می‌سازند.» مانند همین تعبیرات در کتب غریب الحدیث و لغت نیز واردشده که به جهت اختصار از ذکر آن‌ها خودداری می‌کنیم[۴]. پس اطلاق تاج در لغت همان چیزی است که در مورد پادشاهان و ملوک به کار می‌رفته و اگر قرار باشد لغت تاج در عمامه یا بالعکس استفاده شود باید به‌صورت مجاز باشد چنانچه در بند «الف» نیز به این مطلب اشاره کردیم.

ج- در سند این روایت «سکونی» واقع‌شده است. در وثاقت یا عدم وثاقت سکونی اختلاف شدیدی وجود دارد پس این روایت مورد عمل همه علما واقع نخواهد شد[۵]. برای نمونه می‌توان به نظر علامه مجلسی در کتاب مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول اشاره کرد که ایشان روایت را بنا بر قول مشهور ضعیف می‌دانند[۶].

د- با رجوع به عرف می‌بینیم اطلاق عنوان تاج و تاج‌گذاری در عرف مردم، رجوع به پادشاهان و ملوک دارد و همان‌طور که در بند «الف» و «ب» نیز ذکر کردیم لغت شناسان بر همین معنا تأکید داشته و آن را تائید کرده‌اند.

در این روزهای عزیز مناسب است نسبت به تذکر این امر به دیگران عزم جدی به خرج داده و نگذاریم برخی افراد خواسته یا ناخواسته ‌شأن رفیع ائمه معصومین علیهم‌السلام تنزیل داده و رویکرد آن‌ها با این ذوات مقدس مانند پادشاهان و ملوک باشد.

 

پانویس:

[۱] الکافی (ط – الإسلامیه)، کلینى، محمد بن یعقوب‏ ۳۲۹ ق‏، دار الکتب الإسلامیه تهران، سال چاپ: ۱۴۰۷ ق‏، نوبت چاپ: چهارم‏، ج‏۶، ص: ۴۶۱.

[۲] المجازات النبویه، شریف الرضی، محمد بن حسین‏ ۴۰۶ ق‏، ناشر: دار الحدیث‏ قم ۱۴۲۲ ق / ۱۳۸۰ ش‏، نوبت چاپ: اول‏، ص: ۱۹۳.

[۳] النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد ۶۰۶ ق‏، ناشر: موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان‏ قم، سال چاپ: ۱۳۶۷ ش‏، نوبت چاپ: چهارم‏، ج‏۱، ص: ۱۹۹.

[۴] برای نمونه ر.ک: لسان العرب‏، ابن منظور، محمد بن مکرم‏۷۱۱ ق‏، ناشر: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع- دار صادر-بیروت، سال چاپ: ۱۴۱۴ ق‏، نوبت چاپ: سوم‏، ج‏۲، ص: ۲۱۹ و المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، فیومى، أحمد بن محمد ۷۷۰ ق‏، ناشر: موسسه دار الهجره قم، ۱۴۱۴ ق‏، نوبت چاپ: دوم‏، ج‏۲، ص: ۷۸ و مجمع البحرین‏، طریحی، فخر الدین بن محمد ۱۰۸۷ ق‏، ناشر: مرتضوى‏ تهران، سال چاپ: ۱۳۷۵ ش‏، نوبت چاپ: سوم‏، ج‏۲، ص: ۲۸۲.

[۵] برای مطالعه در مورد ایشان ر.ک به مقاله بازشناسی یک راوی: «إسماعیل بن أبی‌زیاد سکونی»، انتشار یافته در فصلنامۀ علمی پژوهشی «علوم حدیث»، سال دوازدهم، شما ۱ (پیاپی ۴۳)، بهار ۱۳۸۶ش، صص ۱۵۰-۱۸۰.

[۶] مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول،  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏۱۱۱۰ ق‏، ناشر: دار الکتب الإسلامیه تهران‏، سال چاپ: ۱۴۰۴ ق‏، نوبت چاپ: دوم، ج‏۲۲، ص: ۳۴۳.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

شاطبی و عدالت صحابه (۳)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

شاطبی و عدالت صحابه (۲)

یکی از ارکان و پایه های اساسی فقه اهل سنت مبتنی بر لزوم اعتقاد به عدالت صحابه یا به قولی حجیت قول آنهاست. برای عدالت صحابه که منجر به حجیت قول آنها می شود چندین دلیل ارائه شده است که در این نوشته نظرات شاطبی در کتاب الموافقات را ذکر خواهیم کرد. وی یکی از علما اهل سنت در قرن 8 هجری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *