خانه 0_0 حوادث روز 0_0 ذلت اهانت کننده به اسلام

ذلت اهانت کننده به اسلام

افعال و اعمال انسان در دنیا یک آثار اخروی و یک آثار دنیوی دارد. آثار اخروی آن یا بهشت یا جهنم است که در آن تردید نیست. البته گروه سومی که در این بین هستند که قرآن کریم از آن­ها به اصحاب اعراف تعبیر می­ کند. در تفاسیر ذکر شد که اعراف منطقه­ ی بلندی است که اصحاب اعراف از آن منطقه می ­توانند اصحاب دوزخ و بهشت را بینند. برخی مفسرین هم می گویند اصحاب اعراف کسانی هستند که روی پل صراط می ­ایستند. شاید تأویل عباراتی که از حضرات (معصومین علیهم السلام) رسیده که می گویند «نحن اصحاب الاعراف» همین باشد[۱]. اینکه در برخی روایات وارد شده که امیرالمومنین (علیه السلام) قسیم النار و الجنه هستند هم شاید به همین معنا اشاره داشته باشد[۲].

از آثار دنیوی اعمال انسان تعبیر به آثار وضعی هم می شود؛ مثلا اگر کسی شراب خورد عقلش زائل می شود و سبب می ­شود مثلا جان خود و دیگران را به خطر بیاندازد. آثار وضعی، آثاری قهری هستند که در این دنیا ظهور پیدا می کنند. مسلماً نماد رضایت خداوند متعال در قیامت بهشت و نماد خشمش در قیامت آتش است. اما نماد خشم و رضایت خداوند متعال در دنیا متفاوت است. گاهی اوقات نماد خشم الهی غرق است مانند قوم نوح یا زیر و رو شدن است مانند عذابی که بر شهر قوم لوط واقع شد یا زلزله است که قوم شعیب را از بین برد و به همین ترتیب سایر اقوام مانند قوم صالح و عاد و… هم به طریق دیگری عذاب شدند. باید به این نکته توجه کرد که خشم الهی تنها اختصاص به آخرت ندارد و در این دنیا هم می توان نشانه های خشم الهی را مشاهده کرد.

مثلا فقها فرموده اند اگر کسی در حالت احرام صید بَرّی (به معنای خشکی در مقابل صید بحری که مختص به جانداران آبزی است) انجام داد ولو خارج حرم باشد باید کفار بپردازد. خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفَّارَهٌ طَعامُ مَساکینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقام‏»[۳]. اگر کسی برای بار اول صید بری انجام داد باید کفاره بدهد و اگر تکرار کرد خداوند از او انتقام می گیرد.

یا خداوند متعال در آیه­ ی دیگر می فرماید «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعین‏»[۴]. هر که ما را به خشم آورد از او انتقام می گیریم. از اوصاف خداوند متعال «ذُو انْتِقام‏» است.

اثرات وضعی اعمال زشت در دنیا به طرق گوناگون است که می ­توان ریشه ­ی همه ­ی آن­ها را به ذلیل شدن مرتکبین آن برگرداند. در قرآن کریم برای جهنم ابواب هفتگانه­ای شمرده شده[۵] که در روایات برای هر باب عنوان خاصی ذکر شده ­است. باید به این نکته توجه داشت که معمولا مسائل حائز اهمیت به صورت تابلو و برجسته و خصوصا در ورودی­ ها ذکر می شود و این امر مسئله ­ای رایج است.

پیامبر صلوات الله علیه و آله در مورد عنوان یکی از ابواب جهنم می ­فرمایند: «أَذَلَّ اللَّهُ مَنْ أَهَانَ الْإِسْلَامَ أَذَلَّ اللَّهُ مَنْ أَهَانَ أَهْلَ بَیْتِ النَّبِیِّ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ الظَّالِمِینَ عَلَى ظُلْمِ الْمَخْلُوقِینَ»[۶]. هر کس به اسلام اهانت کند ذلیل می شود، هر کسی به اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین اهانت کند ذلیل می شود و هر کس به ضالم کمک کند نیز ذلیل می شود.

اولین جمله اهانت به اسلام است که این مسئله یعنی ذلت، مربوط به دنیاست چون ذلت اهانت کننده ­ی به اسلام در آخرت قطعی است. اساسا عزت و ذلت دست خداوند متعال است که منشا آن یا مال است یا قدرت. ذکر داستان­های اقوام مختلف در قرآن کریم به جهت عبرت­ گیری مردم از این سرگذشت­هایِ سراسر عبرت است. باید توجه داشت همانطور که خداوند متعال در قرآن کریم می ­فرماید «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعین‏[۷]» در جای دیگر هم می­فرماید «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار»[۸]. هر دو امر الهی هستند و هر دو باید مورد توجه قرار گیرند پس همانگونه که نماز واجب است عبرت گیری از سرگذشت گذشتگان نیز واجب می باشد.

برای نمونه خداوند متعال در بیان سرگذشت قارون که یکی از قدرتمندانِ متموِّل زمان خود بود چنین می فرماید: «إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى…وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّه»[۹]. ولی وقتی قارون ناسپاسی و نافرمانی کرد، خداوند متعال در مورد او می­فرماید «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما کانَ لَهُ مِنْ فِئَهٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مِنَ المُنْتَصِرین‏»[۱۰]. خودش و تمامی اموالش را به زیر زمین بردیم. اینها مظاهر خشم الهی در دنیاست و واضح است، کسی هم جز او نمی ­تواند کمک کار باشد. خداوند متعال قادر است که عزت را در لحظه ای تبدیل به ذلت کند. در قرآن کریم نیز در این باره می خوانیم: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر»[۱۱].

از این قبیل نمونه ها در قرآن کریم و تاریخ فراوان است که مشتاقان باید به آن­ها رجوع کنند.

در روزهای اخیر در جامعه ­ی اسلامیِ ما، حوادثی رخ داد که شاید مقدمات قابل توجیهی داشت ولی در ادامه منجر به مسائلی شد که با هیچ برهانی قابل توجیه نیست. خداوند متعال در قرآن کریم می­فرماید «وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُون‏»[۱۲]. حتی به خدایان دروغین کفار هم ناسزا ندید چرا که آنان نیز در مقابل به خداوند متعال اهانت می کنند. در روزگار ما نیز مسلمانان با تبعیت از فرمان الهی، هرگز به کتب سایر ادیان، حتی با علم به تحریفشان هتک و بی احترامی نمی ­کنند.

چطور امکان دارد در یک جامعه اسلامی نسبت به نظام اسلامی، اسلام و حتی قرآن توهین و بی حرمتی انجام شود؟! کار به جایی برسد که برخی به حسینیه ­ها، مساجد و امام­زاده­ ها حمله کرده و آن­ها را به آتش بکشند. شاید به زعم و فکر اینان، این­ اماکن ارزش مادی و معنوی ندارند ولی باید توجه داشت که احترام به مقدسات گروه­ ها و اقشار مختلف یک جامعه، امری اجتناب ناپذیر است. این­ها مصداق دشمنی با شخص خاص یا نظام و یا حتی مملکت نیست بلکه می­ توان این اعمال را ستیز با خداوند متعال و نمادهای حاکی از آن ذات بلند مرتبه دانست. اگر کسی خواست با خداوند متعال مقابله کند کار به هیچ جا نمی ­برد و مسلما در دنیا و آخرت ذلیل خواهد شد. باید به این نکته توجه و عقیده داشت که هر که با خداوند و هر چه متعلق به خداوند است مقابله کند از بین خواهد رفت «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصاد»[۱۳].

پی نوشت ها:

[۱] بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج‏۱، ص: ۴۹۹: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ قَالَ نَحْنُ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ فَمَنْ عَرَفْنَاهُ کَانَ مِنَّا وَ مَنْ کَانَ مِنَّا کَانَ فِی الْجَنَّهِ وَ مَنْ أَنْکَرْنَاهُ فِی النَّارِ.

[۲] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۸۶: عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قَالَ الْمَأْمُونُ یَوْماً لِلرِّضَا ع یَا أَبَا الْحَسَنِ أَخْبِرْنِی عَنْ جَدِّکَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَیِّ وَجْهِ هُوَ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ «۲» وَ بِأَیِّ مَعْنًى فَقَدْ کَثُرَ فِکْرِی فِی ذَلِکَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ لَمْ تُرْوَ عَنْ أَبِیکَ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْرٌ فَقَالَ بَلَى فَقَالَ الرِّضَا ع فَقِسْمَهُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ إِذَا کَانَتْ عَلَى حُبِّهِ وَ بُغْضِهِ فَهُوَ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَقَالَ الْمَأْمُونُ لَا أَبْقَانِیَ اللَّهُ بَعْدَکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَارِثُ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ أَبُو الصَّلْتِ الْهَرَوِیُّ فَلَمَّا انْصَرَفَ الرِّضَا ع إِلَى مَنْزِلِهِ أَتَیْتُهُ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا أَحْسَنَ مَا أَجَبْتَ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ الرِّضَا ع یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّمَا کَلَّمْتُهُ مِنْ حَیْثُ هُوَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ أَبِی یُحَدِّثُ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ أَنْتَ قَسِیمُ الْجَنَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ تَقُولُ لِلنَّارِ هَذَا لِی وَ هَذَا لَکِ.

[۳] مائده، ۹۵.

[۴] زخرف، ۵۵.

[۵] الحجر، ۴۴: لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُوم‏.

[۶] الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: ۱۵۴: ثُمَّ رَأَیْتُ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ فَإِذَا عَلَى الْبَابِ الْأَوَّلِ مِنْهَا مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ وَ هِیَ مَنْ رَجَا اللَّهَ تَعَالَى سَعِدَ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ تَعَالَى أَمِنَ وَ الْهَالِکُ الْمَغْرُورُ مَنْ رَجَا غَیْرَ اللَّهِ وَ خَافَ سِوَاهُ وَ عَلَى الْبَابِ الثَّانِی مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا یَکُونَ عُرْیَاناً یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَلْیَکْسُ الْجُلُودَ الْعَارِیَهَ فِی الدُّنْیَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا یَکُونَ عَطْشَاناً یَوْمَ الْعَطَشِ فَلْیَسْقِ الْعَطْشَانَ فِی الدُّنْیَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا یَکُونَ جَائِعاً فِی الْقِیَامَهِ فَلْیُطْعِمِ الْبُطُونَ الْجَائِعَهَ فِی الدُّنْیَا وَ عَلَى الْبَابِ الثَّالِثِ مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ لَعَنَ اللَّهُ الْکَاذِبِینَ لَعَنَ اللَّهُ الْبَاخِلِینَ لَعَنَ اللَّهُ الظَّالِمِینَ وَ عَلَى الْبَابِ الرَّابِعِ مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ أَذَلَّ اللَّهُ مَنْ أَهَانَ الْإِسْلَامَ أَذَلَّ اللَّهُ مَنْ أَهَانَ أَهْلَ بَیْتِ النَّبِیِّ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ الظَّالِمِینَ عَلَى ظُلْمِ الْمَخْلُوقِینَ وَ عَلَى الْبَابِ الْخَامِسِ مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَإِنَّ الْهَوَى مُجَانِبٌ الْإِیمَانَ وَ لَا تُکْثِرْ مَنْطِقَکَ فِیمَا لَا یَعْنِیکَ فَتَقْنُطَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ وَ لَا تَکُنْ عَوْناً لِلظَّالِمِینَ وَ عَلَى الْبَابِ السَّادِسِ مَکْتُوبٌ أَنَا حَرَامٌ عَلَى الْمُتَهَجِّدِینَ أَنَا حَرَامٌ عَلَى الصَّائِمِینَ وَ عَلَى الْبَابِ السَّابِعِ مَکْتُوبٌ ثَلَاثُ کَلِمَاتٍ حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ حُحَاسَبُوا وَ وَبِّخُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُوَبَّخُوا ادْعُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَنْ تَرِدُوا عَلَیْهِ وَ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ.

[۷] البقره، ۴۳.

[۸] حشر، ۲.

[۹] القصص،۷۶.

[۱۰] القصص، ۸۱.

[۱۱] آل‏عمران، ۲۶.

[۱۲] الأنعام، ۱۰۸.

[۱۳] الفجر، ۱۴.

درباره ی عبدالحجت حق جو

همچنین ببینید

علت اطلاق فرزند پیامبر صلوات الله علیه و آله بر اولاد امام حسین علیه السلام (۱)

در ابتدای ظهور اسلام با وجود این تفکر از یک طرف، و از طرف دیگر فوت فرزندان پسر رسول خدا صلوات الله علیه وآله، کفار قریش پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله را به سخره می گرفتند و نسبت به آزار ایشان اقدام می کردند. خداوند متعال با نازل کردن سوره کوثر خط بطلانی بر این تفکر کشید و فرمود از نسل دختری که به تو اعطا خواهیم کرد فرزندان بسیاری نصیبت خواهد و کسانی که تو را مسخره می کنند خود بدون نسل خواهند شد.

چرا کوفه توسط امام حسین علیه السلام به عنوان مقصد نهایی انتخاب شد؟! (۵)

هر چند اصل حرکت و قیام امام حسین علیه السلام با در نظر گرفتن جنبه های الهی، سیاسی و مردمی آن مورد تایید عموم و حتی قاطبه امت اسلامی است، ولی در این میان برخی جزئیات این حرکت محل بروز سوالات متعددی واقع شده است. یکی از این سوالها علت انتخاب کوفه به عنوان مقصد نهایی برای حرکت امام حسین علیه السلام است. البته باید این نکته را در نظر داشت که آن حضرت در حرکت و قیام خود از برخی شهرهای بزرگ آن زمان عبور کردند و یا اینکه به بزرگان آنها نامه نوشتند که بعد از بررسی های انجام شده، در نهایت این مقصد را با ارسال سفیر خود مسلم بن عقیل، برای خود انتخاب کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *