خانه / حکایات مسجد

حکایات مسجد

تفاوت برخورد مردم نسبت به نماز

همان طور که پرچم به عنوان نماد، شاخصه ی یک کشور و ملت آن است، اعمال عبادی یک دین نیز به عنوان نماد، همین نقش را ایفا می کنند. هر چند عمل به تمامی احکام و اعمال عبادی دین لازم است ولی از میان آن ها برخی از جایگاه خاصی برخوردار هستند.

ادامه نوشته »

اندر حکایات مسجد (۱۰)

یکی از دوستان تعریف می کردند که منزل یکی از اقوام مهمان بودیم. نزدیک اذان به ایشان گفتم در این نزدیکی مسجد دارید؟ ایشان گفتند بله ولی من توصیه می کنم به این مسجد نروید.

ادامه نوشته »

اندر حکایات مسجد (۹)

یکی از دوستان دوستان نقل می کردند گاهی در مسجد محل پیشنهاد می دادیم که برخی از کودکان اذان یا تکبیر بگویند. برخی با این مسئله مخالفت می کردند و علت مخالفت با اذان یا تکبیر گفتن کودکان در مسجد را اشتباه در تلفظ و یا اشتباه در گفتن عبارات بیان می کردند. به همین جهت هیچ وقت نمی شد که در مسجد محله که اتفاقا کودکان زیادی در آن رفت و آمد داشتند، بتوانیم مسئله گفتن تکبیر و اذان را حل کنیم.

ادامه نوشته »

اندر حکایات مسجد (۸)

عزیزی می گفت هر چند مسجد خوب و فعالی در محله داریم ولی  دلیلی که باعث میشه من در نماز جماعت شرکت نکنم این است که هوای مسجد متناسب با فصل نیست. یعنی در تابستان گرم و در زمستان سرد است. هنگام نماز اینقدر که به فکر سرما و گرما هستم به فکر نماز نیستم برای همین خیلی راحتترم که در منزل نماز بخوانم.

ادامه نوشته »

اندر حکایات مسجد (۶)

حکایت یکی از دوستان تعریف می کردند که روزی برای اقامه نماز به مسجدی که ظاهر مجلل و زیبا داشت وارد شدیم اما دریغ از یک مهر یا تسبیح درست و حسابی!!! مهرهای یا شکسته بودند یا اینقدر استفاده شده بودند که دیگر سجده کردن بر آن صحیح نبود. بالاخره مهری که بتوان با آن نماز بجا آورد پیدا کردیم و نماز خواندیم ولی بی اختیار در دل گفتم عجب مسجد زیبایی و عجب مهرهای زشتی...

ادامه نوشته »

اندر حکایات مسجد (۴)

دوستی می فرمود: مسجد محله ی ما مسجد بسیار فعال است و با اینکه در محلی واقع شده که که اطراف آن مغازه های زیاد وجود دارد، کسبه همت عجیبی به اقامه نماز به صورت جماعت دارند.

ادامه نوشته »